گفت : نخواهم گذاشت كه تنها در نيستان شوى . بايد هردو باهم بدانجا رويم .
اگر سلامت مانديم ، هردو بمانيم و اگر هلاك شويم ، هردو هلاك شويم . پس هردو به نيستان درآمدند . شيرى ديدند كه بخازن چيره گشته و خازن در چنگال شير بگنجشك همىماند . ولى بتذّلل و تظلّم ، خداى را همىخواند و بگريه و
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٧٩