( 21 ) - فسبحان . . . : پس پاك است خدايى كه نمىميرد .
( 22 ) - العبدو . . . : بنده و آنچه از آن اوست ، متعلق به مولايش است .
( 23 ) -
سُبْحانَ الَّذِي . . . : *
پاك است خدايى كه استخوانها را درحالىكه پوسيده است ، زنده مىگرداند . اشاره است به آيه :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
. و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد ؛ گفت : چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است ، زندگى مىبخشد ؟ آيهء 78 سورهء 39 ( يس )
( 24 ) - حسن بصرى : ابو سعيد حسن بن يسار بصرى ( 110 - 21 قمرى ) از فقها و زهاد و فصحاى مشهور عهد حجاج بن يوسف و عمر بن عبد العزيز بود .
( 25 ) - سفيان ثورى : سفيان بن سعيد بن مسروق بن حبيب مكنى به ابو عبد ا . . .
( متوفى 161 قمرى ) از فقيهان بزرگ بود . نسبت او به ثور بن عبد مناة مىرسد . وى مؤسس مذهب ثوريه بود كه در اواخر قرن دوم هجرى شهرت داشت . براساس اين مذهب در استخراج احكام بايد به احاديث متمسك شد .
( 26 ) - عبد ا . . . شدّاد : عبد ا . . . بن شداد از خطاطان ماهر بود و كار كتابت قرآن را به نحو بسيار زيبايى در زمان خلافت عباسيان عهدهدار بود . ن . ك . ابن نديم ، الفهرست ، ص 12 .
( 27 ) - عمر بن عبد العزيز : خليفهء اموى كه از سال 99 تا 101 قمرى خلافت كرد .
وى بر خلاف ديگر خلفاى اموى كوشيد تا راهورسم نيكى در پيش گيرد و بويژه نسبت به سادات ، بذل توجه كرد .
( 28 ) - جالب است كه نويسنده ، هيچ اشارهاى به خلافت عادلانه و كاملا بر حق حضرت على ( ع ) نداشته است .
( 29 ) - هشام بن عبد الملك : خليفهء اموى كه از سال 105 تا 125 قمرى به خلافت پرداخت .
( 30 ) - حما : شهرى در مغرب سوريه كه در زمان سلوكيان ، اپيفانى ناميده مىشد .
( 31 ) - ديار بكر : شهرى در تركيه ، واقع در ساحل دجله ، همان آمد قديم .
( 32 ) - زهرى : محمد بن مسلم بن عبيد ا . . . معروف به ابن شهاب و مكنى به ابو بكر ،