ص 141 شنيدند . او را فريادرس طلبيدند .
فايده نبخشيد . شاه روى خود را بر روى اولاد خود گذاشت . با آن بىگناهان چون گوسفند در برابر قصاب ناله و فرياد مىكردند . شاه مىگفت . . عاقبت بر دل سنگ محمود تاثير كرد . به شاه سلطان حسين كرد كه به تو بخشيدم . ليكن چه فايده كه در آن هنگامه قيامت اثر ، زهرهء آن بىگناهان آب شد .
ص 141 اشتداد جنون محمود ، چون جنون محمود .
ص 141 ندما و همسران از پيش او مى - گريختند
ص 141 و 142 نه خفت . بىتاب و طاقت شده ، صاحب فراش گرديد
ص 142 مفيد نيفتاد . مايوس و نوميد گشته زر بسيار از خزينه بيرون آورده ، صدقه دادند و رنجيدگان را دل به دست آوردند .
ص 142 شديد مىشد
ص 142 از علاجش درماندند .
ص 142 گرديد ، فرستادن سيد على خان را به قزوين و انهزام او . طوايف افغان از محمود مايوس شده ، و شاه طهماسب .
ص 143 روانه كنند .
ص 107 شنيده ، او را فريادرس طلبيدند .
شاه روى خود را بر روى اولاد خود گذاشت و آن مسكينان چون گوسفند و بره ، قصاب ناله و فرياد مىكردند و شاه مىگفت . عاقبت دل سنگ محمود قدرى نرم شده ، رو به شاه سلطان حسين كرد كه اين دو را به تو بخشيدم . شاه فرمود كه چه فايده كه در اين هنگامه قيامت اثر ، زهرهء اين مسكينان چاك شد .
ص 107 و 108 اشتداد جنون محمود و از كار بازماندن او . جنون محمود .
ص 108 ندما و همراهان را ترس و بيم عارض شده ، از پيش او مىگريختند .
ص 108 نه خفت و نياسود و نخورد و نياشاميد و بىتاب و طاقت شد و صاحب فراش گرديد .
ص 108 مفيد نيفتاد . بالضروره مايوس و نوميد كشتند زر بسيار از خزينه بيرون آورده ، صدقه دادند و رنجيدگان را حال به دست آوردند
ص 108 شديد گرديده .
ص 108 از علاجش عاجز شدند .
ص 109 گرديد . شكست خوردن افاغنه از لشگر شاه طهماسب . طوايف افغان .
از صحت و زندگانى محمود مايوس گرديدند و شاه طهماسب .
ص 109 روانه گردد .
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: كروسينسكى
ص١١٨