فرستادند به قيد و قيود . او نيز قبول كرده ، از اصفهان به كاشان رفته ، امر آنجا را مظبوط كرده ، برگشت و در اصفهان سه روز و سه شب شليكها كردند و شادىها نمودند .
بعد از آن محمود به سوداى اين مطلب افتاد كه به سمتى حركت كند . آخر الامر اقامت به عزيمت بدل كرده ، به جائى نرفت .
واقعهء امان إله خان . او از جماعت افاغنه نبود .
ص 133 باعث ثبات قدم محمود در اصفهان و غلبه بر قزلباش او شده بود . و شرط او با محمود اين بود كه از سفر قزلباش .
ص 133 روزى شاه با امان اللّه خان در يك جا . . . تذكار حجتهاى گذشته
ص 133 و 134 امور عظيمه كه خاطر ، ما خطور نمىكرد و وظيفه و قابليت ما نبود ، محض عنايت لطف فرمود و ابواب فتح و تسخير .
ص 134 شكر و سپاس اين نعمت عظمى .
ص 134 بايد مراسم عدل و انصاف جدى نمائيم
ص 134 انكسار قلب ظاهر كرده ، ملول گرديد و گفت .
ص 134 وفا ننمودى
ص 134 خدمت نكنم از قبلهء تو نيستم .
ص 135 اغماض عيش نمود و ملتفت نمى گرديد .
ص 135 كه به جانب شاه طهماسب رود .
ص 100 باعث ثبات قدم محمود در اصفهان او شده بود و شرط او با محمود چنين بود كه از سفر قزلباش .
ص 101 روزى با امان اللّه خان در يك جا .
تذكار صحبتهاى گذشته .
ص 101 امور عظيمه كه به خاطرمان خطور نمىكرد و به محض عنايت لطف فرموده و ابواب فتح و فيروزى و نسخير .
ص 101 شكر و نشر اين نعمت عظيمى .
ص 101 بايد كه مراسم عدل و انصاف جارى نمائيم .
ص 101 انكسار و ملالت از او ظاهر گرديد و گفت .
ص 101 وفا نكردى
ص 101 خدمت نخواهم كرد و از طايفهء تو نيستم .
ص 102 اغماض نمود و ملتفت او نگرديد .
ص 102 كه شايد به جانب شاه طهماسب
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: كروسينسكى
ص١١٥