ص 137 كوچ مىآمد .
ص 138 كلى از قزلباش به آنجا پيوست و قلعهء جز را به آذوقه .
ص 138 كه در قلعهء جز بودند .
ص 138 دستگير نمودند . بالاخره افاغنه در بيرون به بلاى قحط گرفتار و ناچار از تسخير قلعه .
ص 138 داخل اصفهان شدند . ظهور ديوانگى محمود . محمود
ص 139 راحت و خواب .
ص 139 و وسوسه خود تابع شده ، اثر جنون بر وى ظاهر گرديد .
ص 139 خطاب به آشنايان مىكرد .
ص 139 اما خدم و حشم اين حالت را .
ص 139 كشف و كرامت مىگفتند .
ص 139 چهل روز بدين منوال گذشت ، مدت انزوا نيز بر سر آمد .
ص 139 قتل كردن محمود شاهزادگان را .
محمود روزى
ص 140 از عصر شاه سليمان ميل در چشمان شان كشيده ، در قيد و بند آورده ، كشان كشان .
ص 140 صف صف در برابرش .
ص 140 گردن بزنند ، جلادان بىامان دويدند .
ص 140 افتان و خيزان به جهة فريادرسى
ص 140 نور ديدگان و اولاد .
ص 104 كوچ مىآمدند .
ص 104 كلى از قزلباشيه به آنجا پيوست و قلعهء كز را به آذوقه .
ص 104 كه در قلعكز بودند .
ص 105 دستگير كردند . بالاخره افاغنه به بلاى قحط گرفتار و ناچار از تسخير قلعه .
ص 105 داخل اصفهان گرديدند ، مخبوط شدن محمود از اين سانحات .
محمود ،
ص 105 خواب و راحت ،
ص 105 و وسوسه افتاد و بر وى جنون طارى گرديد
ص 106 خطاب ناشايان مىكرد .
ص 106 او و خدم اين حالات را .
ص 106 كشف و كرامات مىگفتند .
ص 106 چهل روز بدين منوال گاهى عاقل و گاهى ديوانه بود . مدت انزوايش برآمد .
ص 106 كشتن محمود اولاد و اقارب شاه را در حضور او . محمود روزى .
ص 106 در عصر شاه سليمان ميل در چشمان كشيده شده ، در قيد و بند آورده .
كشان كشان .
ص 106 صف به صف در برابرش .
ص 106 گردن زنند . جلادان بىايمان دويدند .
ص 107 لنگ لنگان و افتان و خيزان به جهة فريادرسى .
ص 107 نور ديدهكان و اولاد .
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: كروسينسكى
ص١١٧