شاه سلطان حسين تخت و تاج را به محمود و ضبط اصفهان . احوالات .
ص 113 اصفهانيان به گوش محمود رسيد .
ص 113 مبا را افاغنه شگفت بردارند .
ص 113 بعد از فتح ، خزاين و اموال اصفهانيان به باد غارت و تاراج شود .
ص 113 لباس فاخر خود را بيرون آورده ، لباس ياس و ماتم .
ص 113 رحم و شفقتش به هيجان آمد مثل
ص 114 سوختيد . در اين قضيه جز رضا چاره و غير از تسليم علاج نيست .
بناى دولت خود را خراب كردم .
ص 114 دشمنان خود را پيدا كرديم و از سوء تدبير هر چه داشتيم به دشمن سپرديم . قضاى ازل به جهة فعل نايستهء ما تخت ايران .
ص 114 تقدير خدا به غير بنده كرد چون ارادهء حق تعالى به اين تعلق گرفت .
ص 114 الوداع اى تاج شاهى الوداع ، الوداع شاه شهر اصفهان را هم گفتند ، به نوعى گريستند .
ص 114 به افلاك برفت . . صداى ايشان را آشكارا مىشنيدند .
ص 115 شام و سپاه مردم اصفهان به خانه و تنفويض نمودن شاه سلطنت را به محمود افغان . از احوالات
ص 87 اصفهانيان نقيرا « قطمرا » به گوش محمود مىرسد .
ص 87 مبارا افاغنه شكست بردارند .
ص 87 بعد از فتح ، آخرين اموال اصفهان به باد غارت و تاراج رود .
ص 87 لباس عيش و پادشاهى را بيرون آورده و لباس ياس و ماتم .
ص 87 رحم و شفقت شاه در هيجان آمد .
مثل .
ص 88 سوختهايد و از اين قضاى مبرم جز رضا چاره به جز تسليم علاج نيست .
بناى دولت خود را به دست خود خراب كرديم .
ص 88 دشمنان خود را بيدار كرديم و از سوء تدبير هر چه داشتيم به دشمن سپرديم . قضاى ازلى به جهه سوء افعال ما نازل و تخت ايران .
ص 88 تقدير خداوند به خلاف مراد و تدبير بنده كرد و چون اراده باللّه از اين متعلق گرفته ،
ص 88 الوداع اى تاجداران الوداع .
الوداع اهل جلفاهان الوداع . شاه و اهل شهر همه الوداع گفتند و با سپاه به نوعى گريستند .
ص 89 به افلاك رسيد . . صداى ايشان را مىشنيدند .
ص 89 شام شاه و سپاه مردم به خانهاى
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: كروسينسكى
ص١٠٨