ص 107 دولتخانه بسته بود .
ص 107 بيرون آمدند ، گفتند .
ص 107 احوال احمد آقاى غلام . احمد
ص 108 هجوم كرده ، مطبخ شاه را .
ص 108 باز به اصفهان آمد .
ص 109 بيان احوال قحط در اصفهان .
ص 109 گوشت خر و شتر .
ص 109 و 110 پنجاه تومان مىخريدند .
بعد از آن ، آن هم پيدا نشد .
ص 110 گوشت انسان كرده ،
ص 110 به سنگ كوفته ، مىفروختند . و مرده تازه را ديدم كه در بازار رانهاى او را بريده ، مىخوردند .
ص 110 از اطراف نيز آوردن جنس متغير شد .
ص 111 چهار وقبه از آن .
ص 111 مردم در كوچهها و گذرها .
ص 111 شهرستان از لاشهء ايشان پر شد .
ص 112 سياح گويد .
ص 112 اغرب غرايب اين است كه كورى را ديدم گذائى مىكرد . بعد از چند سال قحط ، همان گذاى كور را ديدم كه نمرده ، باز گدائى مىكرد .
ص 112 درهاى خانه خود را بستند . در
ص 112 فارغ البال نشستند . عدد مقتولين كه از شمشير هلاك شده و از قحط در اصفهان مردند . شهر اصفهان .
ص 112 و 113 و اللّه اعلم . تسليم نمودن
ص 82 دولتخانه همه بسته بود .
ص 82 بيرون آمدند ، گفتند .
ص 83 تاراج كردن احمد آقا مطبخ شاهى را . احمد
ص 83 هجوم آورده ، مطبخ شاه را .
ص 84 به اصفهان آمد .
ص 84 بيان احوال قحط در شهر اصفهان .
ص 84 گوشت خر و شتر .
ص 84 و 85 به پنجاه تومان مىخريدند و و آن قدر نكشيد كه آنها هم پيدا نشد
ص 85 گوشت انسان گذاردند .
ص 85 به سنگ كوفته ، و مرده تازه را در بازارها مىديدم كه رانها بريده ، مىخوردند .
ص 85 از اطراف نيز آوردن متعر شد .
ص 85 چهار وقبه از آن .
ص 86 مردمان در كوچها و گذرها .
ص 86 شهر ايشان از لاشهء ايشان پر گرديد .
ص 86 هم سياح گويد
ص 86 اغرب غرايب است . كورى ديدم كه نمرده بود باز گذائى مىكرد .
ص 86 درهاى خانه خود بسته ، در
ص 86 و 87 فارغ البال نشستند . در بيان عدد مقتولين از قزلباشيه در واقعه اصفهان . شهر اصفهان .
ص 87 و اللّه اعلم شدت محنت اهل اصفهان
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: كروسينسكى
ص١٠٧