ص 102 بيرون فرستند . هشت هزار سواره گزيده
ص 103 به اصفهان مىرويم و نه تابع افاغنه مىشويم طهماسب ميرزا
ص 103 خصوصا شهر اصفهان .
ص 104 طهماسب ميرزا از خيال جدال مانده .
ص 104 ايشان را مىگيريم .
ص 104 همان شاه ، و رجال دولت
ص 104 و احوال صفى ميرزا و سليمان ميرزا چنان بود .
ص 104 طهماسب ميرزا در قزوين .
ص 105 تسليم اصفهان به محمود گرديد .
و افغان .
ص 105 لشگر قاجار مصحوب طهماسب ميرزا نادم .
ص 105 اختيار و اقتدار در چنگشان نماند .
ص 105 در اصفهان اشتعال و اشتداد يافت و اهالى آنجا به پريشان حالى .
ص 105 غلامان من . جملگى به صداى بلند گفتند كه شاه از رعيت خود بى خبر است .
ص 106 به هلاكت رسيده و درد ما .
ص 106 و آنها گفتند و هاى هاى گريه كردند .
ص 106 از طهماسب ميرزا به ما .
ص 107 هجوم كردن مردم براى شاه .
مردم .
ص 79 بيرون بفرستد و هشت نفر سوار گزيده
ص 79 به اصفهان مىرويم و نه تابع طهماسب ميرزا مىشويم و طهماسب ميرزا .
ص 80 خصوص كه شهر اصفهان .
ص 80 شاه طهماسب در خيال جدال مانده
ص 80 ايشان را به سهولت از ايشان مىگيريم
ص 80 شاه همان و رجال دولت .
ص 80 در بيان احوال صفى ميرزا و سليمان ميرزا چنان بود .
ص 80 شاه طهماسب در قزوين .
ص 81 تسليم اصفهان به محمود افغان افغان مشاهد .
ص 81 لشگر قاجار مصحوب شاه طهماسب نادم .
ص 81 اختيار و اقتدار چنگشان نماند .
ص 81 اشتداد و امتداد يافته ، اهالى شهر به پريشان حالى .
ص 81 اى غلامان من ، جملگى به صداى بلند فرياد برآوردند ، گفتند كه شاه از غلط خود بىخبر است .
ص 81 به هلاك و درد ما .
ص 82 اينها را مىگفتند و به هاى هاى گريه مىكردند .
ص 82 از شاه طهماسب به ما .
ص 82 سنگ باران كردن اهل شهر سراى شاهى را . مردم .
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: كروسينسكى
ص١٠٦