تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
شگفت و تعجب از فردى است كه هلاكت را به سوى خود فرا مىخواند وعظ و اندرز او را از كارهاى نكوهيده بازمىدارد ولى او قبول موعظه نمىكند . مثل اينكه او در خواب بدمستى به سر مىبرد با عصيان و طغيان خود در حال مبارزهء آشكار با خدا است . در خلوت نيز از او نمىترسد اگر در شدت و ناراحتى قرار گيرد به خداى خود ابتهال و تضرّع مىكند ولى پس از خلاصى به عادت خود بازمىگردد . اى غافل به سوى خدا و مولاى خود رغبت و علاقه پيدا نما و بدان كه عزّت حقيقى در خدمت‌گزارى اوست . كتاب خدا را بخوان تا هدايت يا بى و در راه سعادت خويش از احكام شريعت پيروى نما . حرص و طمع را پيروى منما چون حرص ، فرد را كج و رونق را از سيماى او بيرون مىبرد . كاميابى و بهره‌مندى را هيچ تلاشى به دست نمىآورد پس چگونه است كه مرد از فوت آن مىترسد . چيزى كه امروز از تو فوت شده است فردا به دست تو مىرسد در مورد سرنوشت چاره‌اى نيست . قضاى حتمى او در خلقتش جريان دارد و حكم نافذ او با تمام قدرت نفوذ و جريان دارد .
به نادان آنچنان روزى رساند * كه صد دانا در آن حيران بماند
هرگز به مسكين و فقير غضب و خشم روا مدار چون خداوند از آن نهى كرده است اگر روزگار به تو فشار وارد ساخت صبور و بردبار باش درد دل را فقط به او بگو كه همه چيز از اوست اگر ناروائى به تو رسيد شكايت سر مده مگر به آن كس كه در رحمت او طمع مىورزى .