تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
هنگامى كه آنان را به مسجد دمشق وارد ساختند مروان بن حكم به آنان وارد گشت از آن هيئتى كه همراه كاروان بود پرسيد چگونه با آنان رفتار نموديد ؟ در پاسخ گفتند : آنان هجده نفر بر ما حمله كردند كه همه را به آخرشان رسانيديم ! عبد الرحمن بن حكم برادر مروان گفت : شما از محمد ( ص ) و شفاعت او در روز قيامت محجوب شديد به خدا قسم هرگز با شما يك جا جمع نمىشوم سپس برخاست و رفت . هنگامى كه آنان ، به يزيد بن معاويه وارد شدند يزيد رو به على بن الحسين گفت هلاكت باد ! شما خودتان را در معرض كشتن بندگان اهل عراق قرار داديد ؟ امام على بن الحسين ( ع ) آيه‌اى تلاوت فرمود كه
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ »
[ الحديد آيه 57 ] يزيد گفت :
« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ »
[ الشّورى آيه 30 ] سپس دستور داد آنان را به منزلى وارد ساختند پس از مدّتى آنان را مهيّا و آماده ساخت و دستور كوچ آنان را به مدينه صادر نمود . مردم مدينه ناله و شيون پريان را نسبت به حسين بن على ( ع ) مىشنيدند آنان مىگفتند : الا يا عين فاحتفلى بجهد - و من يبكى على الشهداء بعدى على رهط تقود هم المنايا - الى متجبّر فى ملك عبد اى چشم با كمال فشار و زحمت ! به سوگوارى بنشين كيست كه پس از من بر شهداء بگريد . بر گروهى گريه كن كه آرزوها آنان را به ستمگرى سوق مىدهد كه در حكومت بنده‌اى قرار دارد . * * *

مدارك و منابع

1 - فضيل بن زبير بن عمر بن درهم : بنا به تحقيق و معرفى سيّد محمد رضا جلالى حسينى در شماره 2 سال 1 مجلّه نفيس تراثنا صادره از مؤسسه آل البيت لإحياء التراث ص 127