هنگامى كه آنان را به مسجد دمشق وارد ساختند مروان بن حكم به آنان وارد گشت از آن هيئتى كه همراه كاروان بود پرسيد چگونه با آنان رفتار نموديد ؟
در پاسخ گفتند : آنان هجده نفر بر ما حمله كردند كه همه را به آخرشان رسانيديم ! عبد الرحمن بن حكم برادر مروان گفت :
شما از محمد ( ص ) و شفاعت او در روز قيامت محجوب شديد به خدا قسم هرگز با شما يك جا جمع نمىشوم سپس برخاست و رفت .
هنگامى كه آنان ، به يزيد بن معاويه وارد شدند يزيد رو به على بن الحسين گفت هلاكت باد ! شما خودتان را در معرض كشتن بندگان اهل عراق قرار داديد ؟
امام على بن الحسين ( ع ) آيهاى تلاوت فرمود كه
« ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ »
[ الحديد آيه 57 ]
يزيد گفت :
« وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ »
[ الشّورى آيه 30 ] سپس دستور داد آنان را به منزلى وارد ساختند پس از مدّتى آنان را مهيّا و آماده ساخت و دستور كوچ آنان را به مدينه صادر نمود . مردم مدينه ناله و شيون پريان را نسبت به حسين بن على ( ع ) مىشنيدند آنان مىگفتند :
الا يا عين فاحتفلى بجهد - و من يبكى على الشهداء بعدى
على رهط تقود هم المنايا - الى متجبّر فى ملك عبد
اى چشم با كمال فشار و زحمت ! به سوگوارى بنشين كيست كه پس از من بر شهداء بگريد .
بر گروهى گريه كن كه آرزوها آنان را به ستمگرى سوق مىدهد كه در حكومت بندهاى قرار دارد .
* * *
مدارك و منابع
1 - فضيل بن زبير بن عمر بن درهم : بنا به تحقيق و معرفى سيّد محمد رضا جلالى حسينى در شماره 2 سال 1 مجلّه نفيس تراثنا صادره از مؤسسه آل البيت لإحياء التراث ص 127