تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
إلى الحول ثم اسم السلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر
تا يك سال گريه و ناله ، سپس سلام و درود بر شما باد و هر آن كس كه يك سال كامل گريه نمايد پس او معذور مىباشد پس از آنچه گفتيم كذب و دروغين بودن نقل ابو الفرج اصفهانى مروانى كه از زبير بن بكّار زبيرى « 1 » كه عداوت و دشمنى او و آباء و اجدادش با اهل بيت ( ع ) و علويان و اولاد ائمه طاهرين ( ع ) روشن و آشكار است معلوم و واضح مىگردد جائى كه در مقاتل الطالبين ذكر فرزند فاطمه محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان آورده است پس از انقضاء عدهء او با عبد الله ازدواج نمود با آن تفصيلى كه هيچ مسلمان غيورى آن را نمىپذيرد و كجا رسد كه اهل ايمان و ولايت بوده باشد البته از ابو الفرج تعجّبى نيست كسى كه عروق و ريشه‌هايش در عروق اميّه و مروان رويش نموده باشد بهتر از اين نخواهد بود . و شگفت‌انگيز آنكه او پس از اين واقعه از احمد بن سعيد در امر تزويج فاطمه مطلبى را نقل كرده است كه اين روايت مجعول را تكذيب مىنمايد چون او از اسماعيل بن يعقوب به صورت مسند روايت مىكند كه فاطمه بنت الحسين ( ع ) هنگامى كه عبد الله از او خواستگارى نمود ، امتناع ورزيده پس مادر فاطمه قسم ياد كرد كه بايد با او ازدواج كنى و در مقابل آفتاب ايستاد و تصميم گرفت از جلو آفتاب حركت نكند تا كه فاطمه با او ازدواج ننمايد چون فاطمه نمىخواست مادر را بيشتر به حرج و مشقّت افكنده باشد پس با عبد الله ، ازدواج نمود . * * *
هامش
( 1 ) - زبير بن بكّار بن مصعب بن زبير در مكه سمت قضاوت داشت او از دست علويان فرار نمود چون او را تهديد مىكردند گويند فردى او را بين روضه و منبر رسول خدا ( ص ) سوگند داد و او همان جا سوگند خورد در اثر اين عمل به مرض برص دچار گرديد پدرش بكّار نيز در موردى به امام رضا ( ع ) ستم لم كرد امام ( ع ) او را نفرين كرد در اثر دعاى آن حضرت از قصر خود افتاد و گردنش شكست ( منه ) شيخ مفيد در امر تزويج أمّ كلثوم دختر على ( ع ) با عمر بن خطّاب گويد : « خبر وارد در مورد اين تزويج ثابت نشده است سند آن تنها به زبير بن بكّار مىرسد كه در نقل موثق نبود نه تنها موثق نبود بلكه متهم به بغض و كينه با امير المؤمنين على عليه السلام داشت و مورد اطمينان نبود . ( مؤلف )