تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
شبث بن ربعى و حجّار بن ابجر و يزيد بن حارث و يزيد بن رويم و عزرة بن قيس و عمرو بن حجّاج و محمد بن عمير ، بود و مضمون نامه‌ها اين بود : به نام خداى رحمان و رحيم . اما بعد صحراها سرسبز گشته و ميوه‌ها آمادهء استفاده شده و بيشه‌ها پردرخت گرديده است پس اگر اراده فرمودى و هر وقت مصمّم گشتى به سوى لشكرى آماده ، حركت كن . . . » حسين ( ع ) سعيد و هانى را از مكه برگرداند و در پاسخ نوشت : به نام خداى رحمان و رحيم امّا بعد سعيد و هانى نامهء شما را به من رساندند و آخرين فرستادگان شما بودند . تمام حرفهايتان را فهميدم و خلاصهء حرف اكثريّت شما اين كه : بدون امام هستيم ، به سوى ما بيا اميد است كه خدا ، ما را به وسيلهء شما بر هدايت و حق مجتمع كند . ( در پاسخ ) برادرم ، پسر عمويم ، و فرد مورد اعتماد از اهل بيتم ، مسلم بن عقيل را به سوى شما اعزام كردم و به او سپردم كه وضعيّت و جريان و نظر شما را به من گزارش كند پس اگر گزارش او مشعر بر اين باشد كه بزرگان ، صاحبان فضيلت و خرد از شماها ، مضامين نامه‌ها و گفتار قاصدانتان را تأييد مىكنند ، به خواست خدا به زودى به سوى شما حركت خواهم كرد ( بدين نكته هم توجه داشته باشيد : ) به جانم قسم امام نيست مگر كسى كه به قرآن عمل كند و پاىبند قسط ، و ملتزم به حق باشد و جانش را به خدا اختصاص دهد و السّلام . آن دو نفر را پيش از مسلم و مسلم را پشت سر آنان در معيّت قيس و عبد الرحمن اعزام كرد . ابو جعفر گفته است : چون مسلم به كوفه رسيد و وارد خانهء مختار شد ؛ عابس و سپس حبيب خطبه‌اى براى مردم ايراد كردند ( كه قبلا نقل كرده‌ايم ) و بعد از اينها ، سعيد حنفى بلند شد و گفت كه : به خدا قسم ، آمادهء يارى حسين ( ع ) و قربانى در راهش شده‌ام . سپس مسلم نامه‌اى را به وسيله سعيد حنفى خدمت امام فرستاد او همراه امام ماند ، تا به قتل رسيد . ابو مخنف گفته است : حسين ( ع ) در شب دهم محرم خطبه‌اى براى يارانش ايراد كرد و در خطبه‌اش فرمود : و هذا الليل قد غشيكم الخ ، خانواده‌اش برخاستند و چيزى گفتند كه قبلا نقل كرديم ، سپس سعيد بن عبد اللّه بلند شد و گفت : به خدا دست از تو برنمىداريم و از تو جدا نمىشويم تا وفادارى خود را به محمد ( ص ) و فرزندش به اثبات برسانيم . به خدا اگر مىدانستم كه كشته مىشوم و سپس زنده مىشود و زنده زنده سوزانده مىشود و هفتاد بار بدين ترتيب با من رفتار مىشود باز ، از تو جدا نمىشدم تا در محضر تو جان به
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 161 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي / فضيل الكوفي / محمد السماوي / شيخ عباس القمي