زانو به زمين زدند و سرنيزهها را به كار انداختند و لذا اسب نتوانست جلو بيايد و شمر بر جناح چپ حمله كرد و در برابر او نيز پايدارى كردند و او را زخمى نمودند و عبد اللّه بن عمير كلبى هم كه در جناح چپ بود ، جنگ سختى كرد و جماعتى از دشمن را به قتل رساند تا اينكه هانى بن ثبيت حضرمى و بكير بن حىّ تميمى ( از تيم اللّه بن ثعلبه ) به او حمله بردند و او را به شهادت رساندند .
ابو مخنف گويد : راست ، چپ ، سواره و پياده دشمن به ياران حسين ( ع ) حمله بردند و جنگ سختى درگرفت و بسيارى از آنان كشته شد و تعداد قليلى باقيمانده و گرد و غبار نشست و زن كلبى از خيمهها خارج شد و به طرف همسرش رفت و بالاى سرش نشست كه خاك صورت او را پاك مىكرد و مىگفت : بهشت بر تو مبارك باد ! از خدا درخواست مىكنم كه مرا همراه تو قرار دهد كه شمر به غلامش رستم گفت كه با ستون خيمه بر سر او بكوبد و او با عمود سر او را شكافت و درجا جان به جان آفرين تسليم كرد . ( بر اين سياق ، زنى هم در كربلا به فيض شهادت نايل آمد ) .
* * *
77 - عبد الأعلى بن يزيد كلبى عليمى :
جنگجوئى دلير از شيعيان پاكباز كوفه بود و همراه مسلم بن عقيل قيام كرد و دستگير شد و به وسيله كثير بن شهاب به ابن زياد تحويل گرديد و زندانى شد .
ابو مخنف گفته است : پس از شهادت مسلم ، ابن زياد او را احضار كرد و موضع او را پرسيد . در پاسخ گفت كه براى تماشا از خانه بيرون آمده است . ابن زياد گفت كه بر سخنش سوگند ياد كند ولى او نپذيرفت ، لذا ابن زياد دستور داد او را به « جبانة السبيع » بردند و به قتل رساندند .
* * *
78 - سالم بن عمرو غلام بنى مدينهء كلبى :
سالم ، غلام بنى مدينه ( شاخهاى از قبيله كلب ) و از شيعيان كوفه بود كه پيش از درگيرى به خدمت امام رسيد و جزو ياران او شد . در « الحدائق » گفته است : از او جدا نشد تا به قتل رسيد و بنا به گفته سروى در نخستين حمله ، شهيد شد و در زيارت ناحيهء مقدّسه