تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

84 - 83 - نعمان و برادرش حلّاس بن عمرو ازدى راسبى « 1 »

: اين دو برادر از مردم كوفه و از اصحاب امير مؤمنين ( ع ) بودند و حلّاس در كوفه جزو نظاميان آن حضرت بود . نويسنده « الحدائق » گفته است : آن دو با عمر بن سعد بيرون رفتند و چون ابن سعد شروط و پيشنهادات امام را رد كرد شبانه خدمت امام رسيدند و با او بودند تا كشته شدند و بنا به نقل سروى در حملهء نخستين كشته شدند . * * *

85 - عمارة بن صلخب « 2 »

ازدى : عمارة ، از شيعيانى بود كه در كوفه با مسلم بن عقيل بيعت كرد و همراه او خروج كردند . بعد از دستگيرى و شهادت مسلم ( رض ) ، ابن زياد عماره را احضار كرد و پرسيد : از كى هستى ؟ گفت : از ازد و دستور داد او را پيش قومش ببريد و گردنش را بزنيد و بنا به گفتهء ابو جعفر ، او را به ميان قبيله أزد بردند و گردنش را زدند . رحمت الهى شامل حالش باد ! * * *

شهداى عبديان

88 - 87 - 86 - يزيد بن ثبيط « 3 »

عبدى و دو پسر او عبد اللّه و عبيد اللّه : يزيد شيعه و از اصحاب ابو الأسود و شريف قوم خودش بود . ابو جعفر طبرى گفته است : ماريه دختر منقذ عبدى اظهار تشيّع مىكرد و خانه‌اش مركز تجمّع شيعيان بود و از طرف ديگر آمدن حسين ( ع ) و مكاتبه اهل عراق با او به ابن زياد رسيده بود و به عاملش دستور داده بود كه مراقب هر نوع رفت و آمدهاى مشكوك باشد . در اين موقعيت بود كه يزيد بن ثبيط كه ده پسر داشت مصمم شده بود به سوى حسين ( ع ) حركت كند ، آنگاه
هامش
( 1 ) - راسبى از راسب كه نسلى از قبيله ازد بود . ( 2 ) - بر وزن جعفر با صاد مهمل و لام و خاء معجمه و باء مفرده . ( 3 ) - علم مصغّر بر وزن حسين با ثاء مثلثه .