كسى كه از اثر مسموميت ناشى از خوردن بلادر از مرگ رهايى يابد ، چون سم بلادر مادهء سودايى را مىسوزاند ، بيمارى وسواس مىگيرد .
اندازهاى از بلادر كه انسان را مىكشد دو مثقال است .
بعضى مزاج بدنيشان طورى است كه سم بلادر در آنها اثر ندارد ، بويژه اگر بلادر را با گردو بخورند . من خودم كسى را ديدم بلادر و گردو را باهم مىخورد و با كمال حرص از آن گاز مىگرفت . اصلا اهميت نمىداد و تأثير سوء بر او نمىگذاشت .
علاج
روغن بادام ، روغن كنجد ، كره ، روغن حيوانى ، شير ، غذاهاى چرب ، آبگوشتهاى چرب و امثال اينها را بخورد تا درد سوزش و گزش تسكين يابد . بعدا ماست گاوى با برف سرد شده و روغن بنفشهء سرد شده ، آبجو سرد شده و آبميوههاى سرد شده بخورد و در برفاب بنشيند .
علاج بيمارى سرسام در معالجهء چنين حالتى مفيد است .
ثمر درخت صنوبر و پادزهرى كه گردو در آن وارد است در خنثى كردن اثر بلادر خوب است .
10 - كبيكه . اين هم از گياهان سمى است و سمش تندمزگى دارد .
علاجش همان علاج بلادر است ، روغنها و چربيها بهترين علاج آنند .
11 - مويزك . پيامدهاى مسموم شدن وسيلهء مويزك با پيامدهاى سم آلاكلنگ يكى است و علاج هم همان است كه در بحث از علاج سم آلاكلنگ خواهد آمد .
12 - فيجن بيابانى ( سداببرى ) . كسى كه از خوردن فيجن بيابانى مسموم مىشود ، چشمهايش از كاسه بيرون مىزند و احساس سوزش و التهاب شديد مىكند .
علاجش آن است كه وسيلهء آب گرم و روغن زيتون قى كند و بعد از آن علاج خرزهره و امثال آن را به كار برد .
13 - صمغ فيجن كوهى ( ثافسيا ) . مزهاش به مزهء ريحان كوهى مىماند و تندمزه است . كسى كه از خوردن صمغ فيجن كوهى مسموم مىشود ، مدفوع و ادرارش بند مىآيند ، زبانش مىآماسد ، شكمش باد مىكند و قرقر شكم دارد ، گلوش مىسوزد ، معدهاش احساس درد سوزشى مىكند ، چشمهايش بيرون مىآيند ، رنگ رخسارهاش سرخ مىشود ، ممكن است جوشهاى ريز سرخرنگ از نوع شرى بر بدنش پيدا شوند ، اكثرا بيمار غش مىكند و نفسش كوچك مىشود .
علاج
بايد همينكه احساس مسموم شدن كردند ، بىدرنگ قى كنند و بعد از قى كردن شير و روغن حيوانى و كره و آبجو بخورند . روغن گل در شير ريزند و بدان غرغره كنند ( در گلو گردانند ) ، روغن گل با اسكنجبين و خاراگوش خيسيده در آب بخورند .
بزر خاراگوش به عقيدهء طبيبان اين رشته ، پادزهر سم صمغ فيجن كوهى است . سقز درخت بنه ،
قانون ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٨