اگر بيم آن مىرود كه قرحهء كژدمه به خوره تبديل شود ، فلدفيون را كه از زرنيخ و زاج و زنگار و آهك سازند بر آن بگذار بهترين علاج است و خشكش مىكند .
اگر كژدمه به حدى رسيد كه ريم از آن تراوش كرد ، داغ بر آن بگذار و يا ببر كه مبادا خطرش به نقاط ديگر انگشت سرايت كند .
مثل اينكه ما قبلا نيز دربارهء كژدمه بحثى داشتهايم .
حالات مختلفى كه بر ناخن روى مىآورند
گاهى مىبينى كه گوش موش در انگشت پيدا مىشود . گاهى ناخن ترك مىبرد ، پوست مىاندازد و يا گر مىشود . و همهء اين روىآورهاى ناپسند سببش خشكى و مزاج سودايى است .
هرگاه تكهاى نازك از ناخن جدا شود و در گوشت گير كند و درد برساند آن را گوش موش نامند .
علاج گوش موش
اگر تشخيص دادى كه خلط سودايى در بدن بيمار چيرگى يافته است ، حتما بايد بدن را از اين خلط پاكسازى كنى .
سريش و نمك نانوايان و تهنشين شراب را درهم مخلوط كن و بر آن بمال !
پياز دشتى برشته را با روغن سركه بر آن بگذار !
بزر كتان و بزر ترتيزك را بكوب و با عسل بسرش و بر آن بگذار !
تخم ترتيزك و نمك را باهم بكوب و بر آن بگذار و تكهء جدا شده را بركن .
سريش و سركه را بر آن بمال !
سريش و نمك و تهنشين شراب را درهم بسرش و بر آن بگذار ! كه همين دارو در علاج گرى ناخن و پوستاندازى ناخن خوب دارويى است .
مصطكى با نمك كوبيده و گدازيدهء پيه گوسفند درهم بسرشند در علاج گرى ناخن خوب دارويى است .
تشنج ، كج شدن و بركنده شدن ناخنها
اين حالات ناپسند نيز از اثر خلط چيرهء سودايى روى آورند ، كه ناخن را برمىگرداند ، متشنج يا كج مىكند برمىكند . و نيز ممكن است عاملى خارجى موجب بركنده شدن ناخن شود .
ناخن كه بركنده شده است وقتى خواستهاند آن را بر جاى خود بچسبانند صحيح و آهسته عمل نكردهاند ، بسيار دست زدهاند و آن را به درد آوردهاند و در نتيجه به شكلى زشت و ناپسند درآمده است و بر همين شكل و هيأت رشد كرده و زشتى را رها نكرده است ؛ زيرا هر غذايى كه ويژهء ناخن است و به ناخن مىآيد راهى نمىيابد كه به ناخن درآيد و از سويى از هر دو طرف تحليل رفتن طبيعى در كار است . مادهء غذائى ناچار در زير ناخن بر هم انباشته مىشود و به كمك