قوباء . قوباء تقريبا سعفه است و از سعفه بسيار دور نيست ؛ تنها فرقى دارد كه آن هم ناپيدا است و بويژه با سعفهء خشك چندان فرقى ندارد . حتى گمان مىرود كه سعفهء خشك به حالتى درآيد كه به بدترين قوباء تبديل شود و از قوباء عادى خورندهتر و ژرفاروتر گردد .
قوباء كه گوييم به سعفه بسيار نزديك است ، ازاينرو است كه مادهء بهوجود آورندهء قوباء نيز چون مادهء به وجود آورندهء سعفه آبكى و تندمزاج است و همچنين با مادهء غليظ سودايى مخلوط مىباشد كه از مادهء به وجودآورندهء گرى غليظتر است .
تا مادهء به وجودآورندهء قوباء كممايهتر باشد ، زودتر شفا مىيابد .
اگر قوباء از مادهء خونى باشد و در حك كردن با ناخن نمى را پس دهد ، از حالات ديگر قوباء سلامتتر است .
نوعى از قوباء خشك است ؛ كه اكثرا به وجودآورندهء قوباى خشك خلط بلغمى شورمزه و سوخته است و به مادهء سودائى تبديل شده است .
نوعى از قوباء هست كه پوستانداز است ؛ زيرا زياد خشك شده و به حد زياد فرورفته است و همچون پيسگى سياه و قرحهء كبرهدار گشته است . نوعى ديگر از قوباء هست كه به اطراف سرايت مىكند و نسبت به بدن بيمار واگير است . و نوعى هست كه به اطراف سرايت نمىكند .
قوباء هست كه تازه آغازيده و قوباء هست كه كهنه شده و پايا است . در هرحال قوباء از بيماريهاى پاييزى به حساب مىآيد ؛ زيرا اكثرا در پاييز رخ مىدهد .
علاج قوباء
علاج اساسى در قوباء نياز به دو نوع دارو دارد :
1 - داروى تحليل برنده و پارهكنندهء خلط سبب بيمارى
2 - داروى گدازنده و نرمكنندهء خلط و تسكيندهندهء درد و رطوبتبخش
منظور از دارويى كه در درجهء اول قرار داده شد آن است كه در صورتى مادهء سبب قوباء غليظ باشد ، آن را قطعهقطعه كند و به تحليل بردنش بپردازد .
نوعى كه در درجهء دوم قرار گرفت ، براى اين است كه مادهء آبكى تندمزاج را چاره كند .
در اينجا مسألهء تعيين نوع دارو در هر دو حالت بسته به تشخيص طبيب است كه از آن كم كند يا از اين بكاهد ، يا برعكس برحسب نوع بيمارى دارو را تجويز كند .
زالو چسباندن از بهترين علاجهاى اين بيمارى است .
درباره پاكسازى و پيامدهاى آن ، آب پنير - چنان كه سابقا اشاره كرديم - كمك خوبى است و برحسب تشخيص اندازهء آن را تعيين كن كه بيمار از آن استفاده كند .
غذا و رطوبتبخشى به بدن و ساير تدابير رطوبت بخشيدن از دارو يا غير دارو همان باشد كه در علاج سعفه ذكر شد . حمام رفتن نيز از علاجهاى بسيار مفيد است . و اگر بيمار از محيط زيستى كه هوايش خشك باشد به جاى مرطوب منتقل شود ، فايده بيند .