فصل شانزدهم شكستگى در ساق
در كتاب اول قانون در تشريح بيان كرديم كه ساق بر دو استخوان استوار است كه هر دو را قصبه « 1 » گويند . پايينى - كه قصبهء زيرين ناميده مىشود - همان كارها را بر عهده دارد كه زند زيرين در اداى حركات و اعمال زند بر عهده دارد . قصبهء بالايى نيز جاى زند زبرين را گرفته و كمك و مددكارى است براى قصبهء زيرين .
اگر استخوان كوچكه كه عبارت از قصبهء زبرين است بشكند كمخطرتر از آن است كه قصبه بزرگه يعنى استخوان زيرين بشكند .
اگر قصبه كوچكه - كه در بالا قرار دارد - بشكند ، استخوان شكسته به سوى جلو و خارج خم مىشود ؛ ولى با اين حال راه رفتن ممكن است .
اگر قصبه بزرگه - كه در پايين قرار دارد - بشكند ، ساق به سوى عقب و رو به خارج خم مىشود .
اگر هر دو قصبه باهم شكسته شوند ، كار بسيار زار است .
گاهى مىبينى كه از اثر شكستگى ، ساق به همهء اطراف كج مىشود .
بدان ! كه علاج شكستگى استخوان ساق كاملا همان علاج شكستن استخوان زند است .
شكل ساقى كه از حالت طبيعى منحرف مىشود مانند بازوى غير طبيعى نيست . استخوان ساق مستقيم و راست قرار گرفته و مدتى از زمان بايسته است تا ساق همان استقامت و راستى خود را بازيابد .
فصل هفدهم شكستگى قوزك پا
قوزك بسيار سخت است و اطراف و پيرامونهايش چنان آن را در بر گرفتهاند كه شكسته نخواهد شد . منتهاى بلائى كه بر سر قوزك آيد دررفتن است و دربارهء دررفتگى شرح و توضيح كافى دادهايم .
فصل هجدهم شكستگى پاشنه
شكستن استخوان پاشنه مشكل است و كم اتفاق افتد كه بشكند . و در مقابل اگر شكست علاجش دشوار است . اكثرا وقتى كه انسان از ارتفاع بسيار بلندى بر روى پاها بر زمين آيد و
هامش
( 1 ) - در زبان فارسى اين دو استخوان را درشتنى و نازكنى مىنامند - م .