و اگر همهء انگشتان را باهم باندپيچى كنى كه راه بر حركت كردن استخوان شكسته شده بسته شود ، بسيار خوبتر است . وقتى كه همه را باهم باند پيچيده باشى چنان است كه استخوان شكسته را جبيره گذاشته باشى .
فصل سيزدهم شكستگى استخوان سرين
بهندرت اتفاق افتد كه استخوان سرين بشكند ؛ زيرا استخوانى است بس زورمند . اما گاهى اين ندرت رخ مىدهد و از كنارههايش پاشيدگى ايجاد مىشود و نيز ممكن است در طول ترك بردارد و يا جاى آسيبديده به سوى داخل بدن كج شود .
از اين حالات آسيبديدگى استخوان سرين ، درد و آزار ، آزار سوزنى ، كرخ شدن ساق و كرخ شدن ران پديد مىآيند .
در پيامدهاى شكستگى ، استخوان سرين و استخوان دوش و شانه تقريبا هماهنگند .
اگر استخوان پهن بالاى دنبالچه بشكند يا از اثر شكستن استخوان ، ماهيچه پارهپاره شود ، به درستى به حال طبيعى برگرداندنش بسيار مشكل است و يكى از سرينها نسبت به ديگرى كوتاهتر مىشود .
اگر استخوان در سرين شكست ، دستور شكستهبندى آن به قرار زير است :
دو پرستار زورمند گردن كلفت بيايند و هريك رانى را بگيرند ، شخص سومى هر دو دست بيمار را تند بگيرد كه با دست نتواند از كشش ران جلوگيرى كند . دو پرستاران بيمار را بكشند ، اما محكم بكشند . در اين حالت طبيب شكستهبند و دستيارش با دست فشار بر هر دو باسن بيمار آورند و زور دهند تا شكستهء كج شده راست مىشود . فورا دارو بر آن بگذارند و ببندند .
بعد از آن توپمانندى از پارچه يا چيزى شبيه آن را كه تا اندازهاى سفت باشد در زير سرين قرار دهند و بيمار بر پشت بخوابد و سرين آسيبديده بر آن چيز گرد نسبتا سخت قرار گيرد ؛ كه تقريبا به علاج شانه مىماند .
اگر شكستگى تمايل به قسمت بلندى سرين داشت و به داخل كج نشده بود ، همان علاج شكستن دوش را لازم دارد . و بايد از بالاى باند به جاى شكسته رطوبت داد كه نمناك باشد .
بالشتكها را چنان كه لازم است هموار كن !
بايد جاى شكسته بر جايى پست تكيه دهد كه هيچ بلندى نداشته باشد .
فصل چهاردهم شكستن ران
اگر استخوان ران بشكند ، كشيدن آن بايد بسيار تند و زورمندانه باشد و آنگاه آن را به حالت