قرحه به همان حال خشكيدگى باقى خواهد ماند .
اگر قرحه از ديد زمانى است كه آمده و كهنه شده ، داروى اول و آخرش بركندن سفال شده يا داغ آتشين گذاشتن است . دستورات اين داغ گذاشتن را بيان مىكنيم كه چگونه بايد بهطور كج و پيچ در پيچ منفذها را اول بدرى تا جاى لازم براى داغگذارى را بيابى و چگونه بايد در داغگذارى بسيار مواظب باشى تا بركنده مىشود . يا داغگذارى بايد وسيلهء داروهاى تند داغگذار باشد . كه اين داروها عبارتند از : نشادر ، زرنيخ ، گوگرد ، زنگار و زيبق ( جيوه ) . اما زيبق در استعمال دارويى به قصد داغگذارى بايد كشته شود .
اينك دارويى تندمزاج براى داغ گذاشتن بر قرحه كه زيبق در آن وارد است .
نسخه :
زيبق يك جزء ، سونش آهن يك جزء ، شخار نيم جزء ، آهك نيم جزء . در اثال « 1 » بالا رود . يا در شيشهاى خشكش كنند به طرزى كه كارشناسان در اين مسايل مىدانند كه همانند نمك بالا مىرود . هرگاه چيزى از آن در ناصور بريزى ناصور شعلهور ( ملتهب ) مىشود و بريان مىگردد و از گوشت جدا مىشود ؛ آنگاه آن را وسيلهء گازانبر مخصوص مىگيرى و بيرون مىآورى . بعد از بيرون آوردن آن جاى ناصور را هر ساعت پر از روغن حيوانى كن تا درد آرام گيرد و بعد از آن علاج قرحه را به كار ببر !
اگر ناصور تازه است و هنوز فرو نرفته ، بايد در مرحلهء اول معالجه ، قرحه را وسيلهء داروهاى مناسب شست كه اين داروها از قرار زيرند : قطران ، آب خاكسترها ( خاكستر آبها ) ، آب تلخ دريا ، صابونابى كه زرنيخ و نشادر در آن باشد . و آبى كه از اكسيد مس و نشادر برمىخيزد .
زرنيخ و نشادر خشك يا كف كرده و آبپاشى شده باشند بدون اينكه سيلانى شوند .
شخار و پوست تخم مرغ متكلس را كه آهك در آن پخته باشد در شستن قرحه به كار ببر .
هرگاه وسيلهء شستن با داروهاى نامبرده قرحه پاك شد ، داروى كرچك و مرهم زرنيخ - كه از داروهاى اطباى غرب است [ غرب در اصطلاح قديم اسپانيا است ] بهرهء شگفتانگيز دارند .
داروى كاغذى كه جالينوس فكرش را كرده است ، داروهاى تركيبى كه زاج و زاج زرد و سوختهء مس و زنگار و امثال آنها در آن به كار رفته است ، مثلا آرد گاودانه ، لوفاى بزرگ ، زنبق و هميشه بهار ، در داروهاى علاج ناصور تازه و كهنه نشده و ژرفا نرفته باشد همگى خوبند .
تجربه شده است كه بيخ زنگى دارو را در ناصور ريخته و ناصور را از آن پر كردهاند ، ناصور خوب شده است .
هامش
( 1 ) - آثال : چند قطعهء سفالى برهم سوار انبوب مانند شده كه مواد شيميايى در آن بالا روند - لاروس .
چنين عملى را امروزه كروماتوگرافى مىگويند كه به تناسب حالت مادهاى كه با آن كار مىكنيم روشهاى گوناگونى دارد ؛ اما جالب است كه در كليات دستور كار همان است كه ابن سينا اشاره كرده . ستونى كه اجزاء تشكيلدهندهء يك مخلوط با سرعتهاى متفاوت از آن بالا مىروند ، ستون كروماتوگرافى ناميده مىشود كه جنس ستون معمولا سليكاژل است - و .