نسخه :
مردارسنگ طلايى به وزن يك من ، موم ، بيخ مازريون ( خامالاون ) سى و شش مثقال ، زنگار ، هجده مثقال ، سونش طلا - كه بسيار خوب سائيده و نرم شود و اندكى بوى مردارسنگ گيرد - چهل مثقال ، روغن كهنهء حيوانى دويست و هفتاد مثقال . قبلا مردارسنگ طلايى و سونش ساييدهء طلا و زنگار را در روغن مخلوط كن و به هم زن بعد از آن بقيهء داروها را در روغن بريز و با هم مخلوط كن !
نسخهء ديگر :
سوختهء تنور ، خاكستر گوشماهى و سوختهء شستهء سرب با روغن آس درهم بسرشند و مرهم شوند و بر قرحه استعمال كنند . امّا بايد روغن آس را وسيلهء مخلوط كردن با مردارسنگ به قوام آورند . و نيز اين مردارسنگ قوامدهندهء روغن آس بايد چگونه باشد ، دستور العملش به قرار زير است : مثلا هفت مثقال مردارسنگ را در بيست و يك مثقال سركهء بسيار تند و پرمايه بريز و روغن زيتون يا روغن آس يا هر روغنى كه باشد را بر آن اضافه كن و بگذار آهسته بر آتش داغ شوند ، تا مىبينى كه مردارسنگ حل شده و منعقد گشته امّا از آتش نسوخته است .
اگر قرحه از نوع خيرونى بود يعنى در منتها درجهء فاسد شدن و بسيار صعب العلاج ، در علاجش از داروهاى زير استفاده كن :
نسخه :
پوستهء نازك مس ، زنگار و آهك شسته امّا نه زياد شسته هريك يك جزء . مخلوط آنها گرد داروى شود و بر قرحه بپاش !
نسخهء ديگر :
حسل چهار مثقال ، بورهء قرمز دو مثقال باهم گرد دارويى شوند و بر قرحه پاشند .
زاج بلورى ساييده را نيز بر قرحه پاشند خوب است .
قرحه را اوّل عسل بمال و بعدا از گرد دارويى تركيبى زير بر آن بپاش !
نسخه :
پوستهء نازك مس دو جزء ، مومى كه از روغن گيرند ده جزء . در زير تابش آفتاب درهم مچاله كنند تا خوب مخلوط مىشوند و خشك و ساييده بر قرحه بپاش !
نسخهء ديگر :
سفيدآب و زاج بلورى هريك هشت مثقال ، پوستهء نازك مس ، نمك سنگ بلورى ، كندر ، زنگار و پوست انار از هريك دو جزء ، آهك يك جزء ، موم ده جزء و دو سوم جزء ، روغن آس به اندازهء