قرحه حتى اگر ناصور نباشد و حتى اگر سفالى نشود ، باز بد و پليد است كه اگر بسيار ريشه دواند و از علاج تمرد كند ، ناگزير بايد اندام قرحهزده را قطع كرد كه بدن انسان از آثار تعفن قرحه رهايى يابد .
اگر آب دريا و داروهاى آبكى و آبى را - كه در علاج ناصور آمدهاند - بر قرحهء كذايى بپاشى فايده دهد .
بر اين نوع از قرحهها و انواع ديگر هرگاه دارو گذاشتى چندين روز آن را باز مكن و بگذار دارو بر قرحه بماند .
داروهايى كه در علاج قرحهء عفونى شدهء پليد خوب و بهره رسانند عبارتند از :
آرد گاودانه با كمى زاج بلورى
گوشت ماهى نمك سود كه در زير آفتاب خشكانيدهاند با كمى مغز نان
زراوند ، بيخ كلم ، بيخ سلق ، بيخ سيماهنگ و بزر كتان ساييدهء مخلوط با زاج سفيد همه خوبند .
گياه آويشم را با مويز بكوبند ، يا گياه آويشم را با انجير يا برگ درخت انجير بكوبند .
بورهء قرمز و زيره و آرد با عسل بسرشند و بر قرحه گذارند .
پياز دشتى ( پياز موشى ) را در عسل بپزند و بر قرحه گذارند .
كلم و عسل را معجون كنند و بر قرحه گذارند .
سوختهء كدوى خشكيده و برگ سبز درخت زيتون را باهم بكوبند و درهم بسرشند و بر قرحه گذارند .
اينك دارويى تركيبى كه در علاج قرحهء عفونى و پليد مفيد است .
نسخه :
زراوند و افشرهء برگ گياه كرچك هريك يك جزء ، زنگار نيم جزء . هر سه را درهم مخلوط كنند و بسرشند تا به قوام عسل درمىآيد ، بر قرحه گذارند .
اگر خواستى كه دارو تأثيربخشتر باشد ، افشرهء سيماهنگ و زاج قرمز را نيز بر اين داروى تركيبى اضافه كن و هرگاه بر قرحه گذاشتى پارچهاى خشك را نيز بر آن بگذار !
نسخهء ديگر :
زراوند ، مازو و روغن زيتون را در اجزاء برابر درهم مخلوط كن و بر قرحه و اطراف قرحه بمال !
نسخهء ديگر :
آهك و زاج زرد هريك يك جزء ، زرنيخ نيم جزء . درهم بسرش و بر قرحه و پيرامونهاى قرحه بمال !