اگر قرحهء خورهاى عفونت همراه نداشت ، گرممزاج نبود و حرارت نداشت ، پاشيدن آب سرد بر قرحه ، آب آس ، گلاب ، آب گياه هفتبند و شراب گسمزهء گيرنده مفيد است .
اگر قرحهء خورهاى عفونى نشده گرم است و حرارت دارد ، سركهء مخلوط با گلاب يا آب ساذج و امثال آنها از آبهاى سردىبخش خشكاننده را بر قرحه بپاش !
اگر قرحه خورهايست و عفونت دارد ، آب دريا و غيره را كه در علاج قرحهء متعفن و پليد ذكر مىكنيم استعمال كن ! بعد از پاشيدن آب دارويى ، بهترين علاجش داروهاى گيرندهء خشكاننده از قبيل : پوست انار ، عدس ، برگ درخت مصطكى ، بزر گل ، خرنوب مصرى و ثمر آس است .
داروهاى پاشيدنى و ماليدنى بايد همراه با اين داروهاى گيرندهء خشكاننده باشند - كه ذكر شدند - و تأثير زاج بلورى و امثال آن در آنها باشد .
برگ گياه ترشك و شاخههاى گياه ترشك را در شراب بپز و بر قرحه بگذار !
گل رومى را با سركه يا اسكنجبين بسرش و بر قرحه بگذار !
سوختهء كدوى خشكيده را بر قرحه بگذار !
گياه بارهنگ با قاوت درهم بسرشد و بر قرحه بگذارند .
برگ سبز درخت زيتون را بر قرحه بگذار !
فصل نهم قرحهء متعفن و پليد
علاج اساسى و مهم در متعفن و پليد - چنان كه بارها تكرار كردهايم - همانا پاكسازى بدن ، يا اگر بدن پاك از آلايش است ، پاكسازى اندام قرحهزده به وسيلهء حجامت ، زالو چسباندن و داروهاى ماليدنى و پاشيدنى - كه مزاج اندام را روبراه مىكنند - و اصلاح مواد مغذى براى اندام است .
نبايد در معالجهء اين نوع قرحه هيچ سستى و اهمالى رخ دهد ؛ زيرا اگر كهنه شود بدىاش بدتر خواهد شد . بايد نگذارى هيچ نوع ورم گرم در قرحه روى دهد . براى علاج ورم و آرام كردن و فرونشاندنش بنگ همراه قاوت خوب است .
قرحهء متعفن پليد اگر از حد معمول پا فراتر نهد و در فاسد گشتن زيادهروى كند ، ممكن است نياز به داغ آتشى باشد و يا لازم شود كه داروى تندمزاج داغگذار استعمال شود . اگر از اين علاجها كار مثبت به دست نيامد ناگزير بايد قرحه و اطراف فاسدشدهء قرحه را بريد و بجز گوشت درست و سالمى كه خون خوب داشته و رنگش طبيعى باشد و بجز استخوان درست و سپيد و پاكيزه چيزى باقى نماند .
اگر علاج وسيلهء داروى تندمزاج باشد ، بايد آنقدر آن را استعمال كنى كه هرچه مادهء سفالى شده در قرحه هست بيرون دهد .
دردى كه از استعمال داروى تندمزاج ناشى مىشود بايد وسيلهء روغن حيوانى تلافى شود و درد تسكين يابد . بارها پشت سر هم روغن حيوانى بر قرحه بگذار كه نگذارد درد كند . اين نوع