دارد و بيمار شدت ادرار را احساس مىكند .
6 - نبض بيمار تبكردهء خشم ستبر ، پر و مالامال ، بلند و پياپى مىزند .
علاج
معالجهء تبكردگان از اثر خشم دستوراتى دارد كه بايد اجرا شوند و از قرار زيرند :
1 - تا ممكن است بايد در آرامش باشند و خشم را از ياد ببرند .
2 - بايد آنها را به وسايلى دلخوشكننده سرگرم ساخت ، مثلا : داستانهاى خندهآور و موسيقى جانپرور .
3 - بازيها و چيزهاى تماشايى شگفتآور در علاج بيمار بسيار تأثير بخشند .
4 - بايد به حمام بروند و با آب ولرم - نه زياد گرم - تنشويى كنند .
5 - تن را بارها با روغن زياد بيندايند كه روغناندايى تن از آب گرم مفيدتر است .
6 - غذاى بيماران تب كردهء خشم ، بايد غذاى سردىآور و رطوبتبخش باشد .
7 - به هيچ وجه نبايد شراب بخورند و نبايد به شراب نزديك بشوند .
فصل دوازدهم تب روزانه از بىخوابى
ممكن است كسى كه بسيار بىخوابى كشيده است ، به تب روزانه گرفتار آيد . نشانيهايش از اين قرارند :
1 - بىخوابى كشيدن و شب بيدار بودن خارج از حالت طبيعى و لازم بيمار - كه قبل از تب بوده - يكى از شهود است .
2 - از تحليل رفتنى كه براى بيمار رخ داده است ، پلكهاى چشم سنگينى مىكنند و تقريبا باز نمىشوند يا به زحمت باز مىشوند .
3 - چشم گود رفته است .
4 - از اثر تباه شدن غذاى بيمار كه از بىخوابى كشيدن زياد فاسد گشته و نيز از اثر بخارهايى كه ناشى از بىخوابى هستند ، پلك چشم بيمار برانگيخته مىشود .
5 - از آنجا كه از اثر بىخوابى كشيدن زياد خوراك هضم نشده است ، ادرار بيمار بدرنگ است و تيرگى دارد .
6 - نبض بيمار ناتوان است .
7 - رنگ رخساره زرد است كه آن هم سببش بدهضمى بيمار است .
8 - رخسارهء بيمار باد كرده و برانگيخته است ، كه سببش سوء هضم ناشى از بىخوابى زياد كشيدن است . همراه سرخرنگى زردى در رخسار بيمار نيست - چنان كه در تب ناشى از خشم مشاهده مىشود .