نشانيها
تبكردهاى كه از ترسيدن ناگهانى و يكه خوردن تب كرده است ، همان نشانيهاى تب ناشى از اندوه را دارد . تنها اختلاف و تفاوت در نبض و چشم است ؛ نبض ترسيدهء تب كرده شديدتر و تندتر از نبض تب كرده از اثر غم و اندوه است .
چشم نيز حكايت از ترس مىكند كه بر تو آشكار است و با چشم تب كرده از غم فرق دارد .
علاج
علاج حالت تبكرده از ترسيدن ناگهانى ، به علاج تب كرده از اثر اندوهگينى نزديك است .
بايد كه ترس و واهمه را از دلش بيرون كنند ، مژدههاى خوب به وى بدهند . خوردن شراب به نفع اين تبزدگان ترسيده است .
فصل شانزدهم تب خستگى
ممكن است انسان از خسته شدن زياد تاب و توانش بكاهد و با تب روزانه روبرو شود . ممكن است كار خسته شدن به جائى برسد و روان را چنان مشتعل سازد كه انسان را و تن را از كنش لازم بازدارد . زيان تب ناشى از خستگى آسيبى است كه بر روان مستقر و روان زندگى اثر مىگذارد .
نشانيها
1 - خسته شدن زياد از حدّ بيمار تبزده قبل از مبتلا شدن به تب ، گواهى است بر وجود تب ناشى از خستگى .
2 - بند استخوانهاى ( مفاصل ) شخص تب كرده از ساير اندامان گرمشدهء تن گرمترند .
3 - در لمس كردن و معاينه كردن با دست خستگى و پيامدهاى خستگى را مشاهده مىكنى .
4 - بدن بيمار خشك است .
5 - اگر اندازهء خستگى كه سبب تب شده است بسيار زياد از حد نباشد و تب از خستگى ميانگين سرچشمه داشته باشد و اگر گرماى خشكاننده چيرگى نيافته باشد و همچنين اگر سرماى مانع عرق كردن در ميان نباشد ، ممكن است جسم بيمار تبكرده در مراحل پايانى نمناك شود .
6 - اگر خستگى كه سبب تب شده است ، بسيار و از اندازهء متوقع بيشتر باشد ، كمتر رخ مىدهد كه بيمار در مراحل تب تنش نمين شود يا عرق كند .
7 - ممكن است ريه نيز اثرپذير شده باشد و بيمار سرفهء خشك بكند .
8 - نبض بيمار در حالت تب كوچك و ناتوان است و شايد كمى تمايل به سفتى و سختى داشته باشد .