اندوهى سست و پايين نيست و حتى اگر ناتوان هم باشد تا اندازهاى بلندتر است .
علاجش همان علاج تبزدهء اندوهى است .
فصل دهم تب فكرى
گاهى رخ مىدهد كه انسانى از بس فكر كه مىكند و در بحر فكر غوطه مىخورد به تب روزانه مبتلا مىشود .
حالات تبزدهء فكرى بسيار شبيه حالات تبزدهء اندوهى و تب كردهء اهتمامى است . تنها فرقى كه در ميان باشد اين است كه : حركت چشمان تبزدهء فكرى در حالت طبيعى هستند ، نه مايل به برهم نهادناند و نه حركت غير طبيعى به سوى خارج دارند و باز چنان مىنمايد كه چشم تمايل به گودى دارد .
نبض بيمار تفاوت دارد ؛ گاهى بلند و گاهى پست مىزند و اكثرا در حالت طبيعى و درست است .
رخسارهء بيمار تب كردهء فكرى مايل به زردى است .
علاجش همان علاج بيمار تبكردهء اهتمامى است .
فصل يازدهم تب خشمناكى
رخ مىدهد كه كسى به حالت بسيار خشمگين درمىآيد ، خشم بيش از حد او بر روانش تأثير مىگذارد . روان مشتعل مىشود و تب سراسر بدنش را فرامىگيرد .
نشانيها
1 - اگر بيمار همراه خشم و غضبى كه بر او مستولى شده است در عين حال نترسيده و يكه نخورده باشد ، رنگ رخسارهاش در اثناى نوبت تب سرخ مىشود .
2 - اگر همراه خشمگين شدن ترسيده و يكه خورده باشد ، رنگ رخساره زرد مىشود .
3 - رخساره باد مىكند و شبيه رخسارهء تبزدهاى مىشود كه از اثر بيخوابى تب گرفته است .
4 - چشمان بيمار در حالت تب برجسته و سرخرنگ مىشوند ؛ زيرا روان در چنين حالتى رو به رويهء بدن مىآرد .
ممكن است بعضى از تبزدگان خشمى از حركت خلط در درون يا از ناتوانى مزاج به نوعى لرزش گرفتار آيند و در اثناى نوبهء تب بلرزند .
5 - ادرار بيمار شديد و فشارى و سرخرنگ است و اندكى - آن هم بسيار كم - نوعى درخشندگى