حساسند - درد گوش در چنين حالتى مهلت نمىدهد كه مادهء درد گوش از هم باز شود و از گوش بيرون ريزد ؛ حتما از درد گوش كذائى دنيا را بدرود گويد .
نشانى از دندان و دهان
1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى تب سخت دندانها را برهم به حركت درمىآورد و شبيه به كسى مىشود كه چيزى مىخورد ، نشانى بدى است .
2 - گويند كسى كه تب دارد و در حالت ابتلا به تب پوششى لزج بر دندانهايش آمد ، نشان از آن دارد كه تب شديدتر خواهد شد ؛ زيرا اين مادهء لزج - كه بر دندانها مىنشيند - مادهاى است كه دير تحليل مىرود و در هر وقتى از اوقات بيمارى كه بر دندانهاى بيمار بنشيند ناپسند است و خوب نيست .
3 - اگر بيمار قبل از بيمارى عادت نكرده است كه دندانهايش را برهم بسايد و اگر ماهيچههاى آروارهاش چنان سست و ناتوان شدهاند كه هر وقت بدون اراده دندانها را برهم بسايد و تنها در حالت بيمارى شروع به برهم ساييدن دندانها كند ، ممكن است ديوانه شود . و اگر در بيمارى ديوانه شد و دندان برهم ساييدن را ادامه داد ، دليل بر آن است كه مسافر آن دنيا است .
4 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، دندانهاى پيشين بيمار سبز رنگ شدند ، نشانى نويدبخشى نيست .
نشانى از زبان و اطراف آن
1 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، زبان بيمار سياه شد نشان بدحالى است .
2 - خشكيدن تف در دهان و خشكيدن دهان بيمار در اثناى بيمارى سخت ، نشان از خوبى ندارد .
3 - اگر بيمارى در اثناى بيمارى سخت ، اوّل زبانش خشك شد و بعدا در درجهء سوم بيمارى - كه حرارت و شدت بيمارى به اوج مىرسد - زبان زبر شد و سپس به سياهى گراييد فاتحهء بيمار را بخوان ! و بويژه در روز چهاردهم بيمارى منتظر مرگش باش !
4 - اين را نيز بدان ! كه اگر كسى بيمارى سخت دارد و در اثناى بيمارى بوى گند شديد از دهانش آمد ، نشانهء مرگ او است ؛ زيرا گند دهان بيمار گزارش از فاسد شدن همه خلطهاى بدن دارد .
5 - اگر بيمار در حالت بيمارى - كه در خلقت طبيعى است - از اثر بيمارى يكى از دو لبش از آن ديگرى بلندتر ايستاد ، دليل بدحالى است .
6 - اگر در اثناى بيمارى لب بيمار پيچ خورد ( به طرفى كج شد ) نويد خوبى نيست .
7 - اگر در حالت ابتلا به تب لبهاى بيمار تركيدند ، دليل آن است كه حرارت التهابى از حد متوقع گذشته و بسيار زياد است .
9 - اگر لبهاى بيمار در اثناى بيمارى سخت چروكيده شدند ، علامت خوب نيست .
10 - اگر لبهاى بيمار در اثناى بيمارى سخت سرد شدند ، خوب نيست و نشانهء بدحالى است .