8 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، از روشنائى بيزار باشد نشان از بدحالى بيمار دارد .
9 - اگر بيمار بسيار مشتاق تاريكى و در تاريكى بودن باشد راه مرگ را برگزيده است ؛ كه در اين حالت معلوم است روان زندگى در بيمار به كلى توان خود را از دست داده است . مگر اينكه چشم بيمار مداوم درد كند و اين چشم درد در طول بيمارى بپايد كه ممكن است در اين حالت نشان مرگ بيمار نباشد .
10 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، بيمار چشم به يك جا بدوزد و چشمش هيچ حركتى نكند و پلكها را به هم نزند ، نشان بدحالى بيمار است .
11 - اگر ژفك چشم بسيار باشد و پياپى ژفك بر چشم آيد ، نشان خوبى براى بيمار نيست . و اگر ژفك خشك باشد بدتر از ژفك تر است . اين نوع از ژفك - كه در اثناى بيمارى سخت بر چشم بيمار مىآيد - سببش اين است كه : نيروى غريزى ( سرشتى ) چشم توانايى پخته گردانيدن ماده را از دست داده است و نمىتواند چنان كه شايد و بايد مادهء توليدكنندهء ژفك را از خود براند و نگذارد ژفك شود . هم ازاينرو است كه بيمار در اكثر اوقات كه ژفك دارد بر چشمش جمع مىشود احساس مىكند كه گوئى چيزى در چشمش خليده و مىخواهد به زور بيرون آيد .
نبايد چنين پنداشت كه ژفك ، نتيجهء رطوبت زياد است كه طبيعت از عهدهء رسانيدن و پخته گردانيدن آن برنمىآيد ؛ زيرا چشم بيمار در چنين حالتى از بيمارى خشك و گودرفته است و نشانيهاى خشكى واضح و نمايانند . اين است كه ژفك بر چشم بيمار به زودى خشك مىشود .
12 - نشانى ديگرى نيز از اين قبيل هست و آن اينكه چشم ، بيمار باشد و چيزى تار تار تنكمانند بر چشم جمع آيد و بعدا كه به كنارهء چشم مىرسد ژفك شود و اين حالت دوام يابد كه آژير مرگ بيمار است .
13 - اگر بيمار در اثناى بيمارى ، چشمش بسيار سرخرنگ شود و در شدت يافتن حرارت بيمارى همچنان سرخرنگ بماند ، نويد خوبى براى بيمار به همراه ندارد ؛ زيرا اين سرخچشمى دليل بر ورم گرم مغز است و يا نشانى از ورم گرم در دهانهء معده دارد .
14 - اگر بيمار در اثناى بيمارى چشمش سرخرنگ شد و از سرخرنگى ، به رنگ خاكى و آبى تبديل شد ، بدتر است .
15 - از حدقه برجستن چشم در اثناى بيمارى سخت نيز نشان از بدحالى بيمار دارد .
16 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، چيزهاى خيالى براق و درخشان به حد زياد بيند ، نشان از بدحالى بيمار است ؛ زيرا ممكن است اين ديدن چيزهاى درخشان كه وجود خارجى ندارند و زياد ديدن آنها از بسيارى مواد گرممزاج در بدن و ورمهايى در اطراف مغز باشد .
17 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت در خواب چشمهايش باز مىماند و در زمان سلامت چنين نبوده است ، نشانى خوب نيست .
18 - اگر پلكهاى چشم بيمار در اثناى بيمارى خشكيده شوند ، حكايت از بدحالى بيمار دارند .
19 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، زلزل به چيزى مىنگرد و پلكها را برهم نمىزند و اگر انگشت به سوى چشمش برند باز پلكها را برهم نمىآورد ، بايد بيمار را به سوى آخرت بدرقه
قانون ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٥٦