كرد .
20 - اگر چشم بيمار در اثناى بيمارى سخت گشادتر از حالت طبيعى شده و در عين حال ناتوان گشته و پرت و پلا مىگويد بايد فاتحهاش را خواند .
گويند اگر كسى كه بيمار است و بيماريش سخت است ، جوشهايى سفيد به اندازهء دانهء عدس زير چشمانش پيدا شد حتما در روز دهم از دنيا كوچ مىكند و در اين ده روز زياد اشتهاى خوردن شيرينى دارد .
نشانيها از بينى
1 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، بينى بيمار پيچ خورد ( به طرفى كج شد ) نشان بدحالى و آژير مرگ است ؛ زيرا سبب پيچش بينى حالت تشنجى بسيار بد است .
2 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، بينى بيمار پهنتر از حالت طبيعى گشت ، نشان بدحالى بيمار است .
3 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، پنداشت كه بوى مشك مىآيد يا فكر كرد كه بوى روغن يا بوى گل به مشامش مىرسد ، نشان بدحالى او است .
4 - اگر در حالت تب بسيار شديد ، آبى زرد رنگ از بينى بيمار چكيد ، مرگش نزديك است .
5 - اگر بيمار در اثناى بيمارى حتى به وسيلهء داروهاى عطسهآور عطسه نكرد ، دليل آن است كه نيروى احساسش را از دست داده و به زودى مىميرد .
6 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، خونريزى بينى به مصلحتش باشد و حتى با زخمى كردن و خراشيدن داخل بينى خوندماغ حاصل نشود ، دليل آن است كه مرگ بيمار نزديك است .
7 - اگر بيمار در اثناى حالت بيمارى سخت ، انگشت در بينى فرومىبرد و تو گويى مىخواهد بينى را سوراخ كند و بدون سبب در اين كار اصرار مىكند ، نشان از بدحالى بيمار دارد .
8 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، آب از بينى بيمار فروريزد نشانى خوبى نيست و از بدحالى خبر مىدهد .
نشانيها از گوش
1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت نرمهء گوشش خشكيده شد ، برگشت و صدفهء گوش ترنجيد ، نشانى بدحالى است .
2 - اگر در اثناى بيمارى سخت چرك از گوش بيرون آمد ، به عقيدهء جالينوس نشانى خوبى نيست ؛ اما به عقيدهء طبيبان پيشين آژير مرگ است .
3 - اگر در اثناى تب شديد بيماريى كه از نوع بيماريهاى خطرناك است گوش به درد آيد و چيزى از گوش سيلان نكند بيمار مىميرد و اگر چيزى از آن سيلان كند درد تسكين مىيابد . اما اگر بيمار پير و مسن باشد و در اثناى شدت حرارت بيمارى گوشش به درد آيد و بعدا چيزى از گوشش سيلان كند درد تسكين مىيابد . ليكن اگر بيمار جوان باشد - كه جوانان بسيار