مىشود و ممكن است ناگهان از كار بيفتد ، فورا نان را در شراب مخلوط با آب خيس كن كه بخورد . مشروط بر اينكه ورمى در درون بيمار نباشد . اما اگر بيمار با اين حالت ناتوانى ورم درونى داشته باشد و تغييراتى در نبض روى دهد ، اميدى به زنده ماندنش نيست .
غذايى را كه دستور داديم درحالىكه غش كردن به شدت روى آورد به بيمار كمك مىكند و باز بايد بعد از هر غذا خوردنى ماساژ شروع شود .
غذاى شام بيماران بايد آبجو باشد و تا حس نكنى كه دارد به كلى نيرو را از دست مىدهد ، چيزى بر آبجو اضافه نكنى و هرگاه حس كردى كه بيمار مىرود كه تاب و توان را به كلى از دست دهد ، نان در گلاب قند و يا در عسلاب خيس شود و بخورد .
براى مبتلايان به اين حالت از تب حمام رفتن از هر چيزى بدتر و زيانآورتر است .
هواى بسيار گرم و هواى بسيار سرد به زيان بيمار است . اگر هوا بسيار گرم باشد ممكن است خلط بدجنس از اثر گرما بگدازد و آب شود و جريان يابد و به ريه و قلب و مغز برسد . و اگر هوا بسيار سرد باشد نمىگذارد خلط سبب بيمارى پخته گردد و راهبندانهايى در درون ايجاد مىكند .
اگر خلط مايهء بيمارى تا حدى با مادهء صفرايى آميخته باشد و در اين حال اگر بيمار قى كرد و حالتش سبك شد ، بسيار بهره ديده است .
در هر حال اگر همراه بلغم سبب تب ، صفرا هم باشد اميد معالجه و شفا يافتن بيمار بيشتر است .
علاج تب غشى دقى نازك
بايد صندل و گلاب بر سينهء بيمار گذاشت و به وسيلهء غذا حالت بدنى او را نگهداشت و كمكم غذا بخورد و غذايش از قرار زير باشد :
نان را در آب انار تر كند و بخورد ، و اگر دلش خواست آب انار را سرد گردانند و آن را بنوشد . و يا نان را در آب ميوهها خيس كند بخورد .
اگر ديدى كه براى نگهدارى نيروى بدنش نياز به غذاى مقوىتر هست ، گوشت جوجه را با سركه و غوره بپزد و بخورد .
بيمار اگر سبزيهاى سردمزاج و بويژه گشنيز سبز بخورد نفع بيند .
علاج تب شبانه و تب روزانه
علاج اين دو حالت تب همان علاج حالات ديگر تب بلغمى است و هيچ فرقى ندارد .