خود دليلى است بر شناسايى تب يك اندر چهار .
2 - از معاينهء طحال بيمار - اگر ورم كرده و برآمده باشد - مىتوان دانست كه تب يك اندر چهار است .
3 - طحال اگر ورم نكرده امّا درد و آزار دارد و يا بيمار احساس درد و آزارهايى در بدن مىكند ، از دلايل اين تب است .
4 - سيما و رنگ رخسارهء بيمار گزارشگر وجود تب يك اندر چهار است .
5 - روش و عادات بيمار كه قبل از مبتلا شدن چگونه بوده ؟ چه مىكرده ؟ و چه غذايى خورده است و غيره ، مىتواند تب يك اندر چهار را دستنشان كند .
مدت نوبت يك اندر چهار
عادتا مدت طول كشيدن نوبت تب يك اندر چهار بيست و چهار ساعت است .
بسيار رخ مىدهد كه تب يك روز در ميان در فصل تابستان و زمستان تب يك اندر چهار شود .
و بارها رخ داده است كه حالات تبهاى گونهگونه و از هم جدا به تبهاى درهم برهم و آميزه باهم تبديل شده و ترتيب و تنظيمى در نوبت آنها نمانده است ؛ زيرا خلطهاى باقى مانده از تبها - كه تخليه نشدهاند - باهم اختلاف دارند و اگر اين بقاياى خلطها رشد كنند و زياد شوند و بر يك حالت مستقر گردند ، اين حالت ، استقرار تب يك اندر چهار است .
اگر تب يك اندر چهار از مادهء خلط بلغمى سوخته باشد ، نشانيهاى ويژه به خود دارد كه از اين قرارند :
1 - مدت نوبت درازتر از ساير حالات تب است كه از بلغم سوخته نباشد .
2 - اكثرا اين حالت تب بعد از تبهاى هر روزه سرمىزند .
3 - عرق كردن بيمار كندتر از ساير حالات تب يك اندر چهار - كه از بلغم نباشد - صورت مىگيرد .
4 - ادرار بيمار پرمايهتر از ساير حالاتى است كه از بلغم نباشند .
5 - رگهاى بيمار كمتر از ساير حالات سفت مىشوند .
6 - اكثرا بعد از تبهاى بلغمى پديد آيد .
اگر تب يك اندر چهار از خلط خون سوخته باشد ، نشانيهاى آتى را دارد :
1 - نشانيهاى سوختگى خون و تبهاى ناشى از خون - كه سابقا بيمار بدان مبتلا بوده است .
2 - به سرخى متمايل بودن و سرخ بودن ادرار
3 - سيما و رنگ رخسار بيمار
4 - عمر بيمار - كه در چه مرحلهايست ؟
5 - تب در چه فصلى سر برآورده است ؟
6 - ممكن است مبتلا بودن بيمار به بيماريهاى تب خونى قبل از ابتلا به اين حالت تب ، دليل روشنگرى باشد .