4 - خون مخلوط با مادهء سودائى است .
5 - تنها خلط بلغمى است كه اگر خام باشد بسيار بد است .
6 - مادهء خلط مرارى تنها است .
7 - خلط تركيبى از بلغم و خلط مرارى است .
8 - خلط با چيزى از جنس ريم و چرك زخم و قرحه تركيب شده است .
9 - خلط سبب درد ، باد را در خود جاى داده است .
اكثرا درد مفاصل و متعلقات آن به ترتيب اولويت سببش :
1 - بلغم همراه مادهء خلط مرارى است .
2 - از مادهء خام بلغم است .
3 - از خلط خونى است .
4 - از خلط صفرائى است .
5 - بهندرت اتفاق مىافتد كه از مادهء خلط سودائى باشد .
برخى از سببهاى پيدا شدن و چيرگى يافتن اين خلطهاى متعدد را در سابق ذكر كرديم ، كه نزلهها و زكام نيز از جملهء سببها است . ممكن است قولنج معالجه شده و از علاج قولنج رودهها تقويت يافته و چيزهاى ناباب بىمصرف را در خود نپذيرند و دور برانند كه در اين راندن ، ماده در اطراف بدن پراكنده مىشود و درد و آزار به بار آيد .
ممكن است نوع غذا چنين مادهاى را توليد كند كه سبب درد مفاصل شود .
ممكن است اندازهء غذا و كم هضم شدن آن ، استراحت و آرامش بيش از حد طبيعى ، ترك ورزش ، زياد جماع كردن ، پياپى مستى كردن ، حبس آمدن موادى كه از راه زهدان و از راه مقعد بايد بيرون بروند كه بيرون نمىروند و خارج شدن از نظم و ترتيب ساير مسائلى كه انسان بدان عادت دارد و طبيعت بر او فرض كرده است ، سبب درد مفاصل گردد . ورزش يا جماع بر سيرى شكم ، با شكم سير حمام رفتن ، ناشتا شراب زياد خوردن كه بر اعصاب تأثير مىگذارد .
اگر خلط خام در بدن جمع آيد و طبيعت بدن را پاكسازى نكند و آن را با مدفوع بيرون نراند و به وسيلهء دارو هم پاكسازى نشود و خلط به مفاصل درآيد ، درد مفاصل حتمى است .
اگر خلط سزاوار ريختن ، زياد در بدن بماند ، تبهاى سخت به دنبال دارد و خلط عفونى مىشود .
اگر طبيعت بيرون دادن مادهء خلط را عهدهدار شود ، بول هميشه غليظ است و هيچ وقت كممايه و خام ناپخته نيست ؛ كه در اين حالت نبايد نگران آسيبرسانى خلط بود .
اگر بول غليظ نيست و كممايه است ، يكى از سببهاى ذكر شده را نشان مىدهد .
حركت خستهكننده يا ضربت خوردن يا بر زمين افتادن ، در حركت دادن مادهء خام خلط كمك كنند . از اثر خشم زياد بيخوابى و غيره نيروى جسمى بيشتر ناتوان شود و مواد را به سوى اندام جذب كنند و ماده را به ژرفاى اندام راه دهند كه در نتيجه درد مفاصل پديد آيد .
خلطهاى سبب درد مفاصل اكثرا مواد زايد و بىمصرف در هضم دوم و هضم سوم را تشكيل مىدهند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٢٣