فصل سوم درد مفاصل و غيره . . .
گاهى مفاصل ، بند استخوانها ، نقرس ، عرق النسا و غيره سبب درد مىشوند .
- اين به درد آمدن از چيست ؟
- در وقوع درد شراكت بين به وجود آورندهء درد و پذيرندهء درد است ؛ پذيرندهء درد عبارت از اندامى است كه مادهء بيمارى را از سبب دريافت كرده و در خود جاى داده است .
به وجود آورنده و سبب درد چندين جهت احتمالى دارد :
- انواع سوء مزاج
- مادهء بدجنس دردآور
در اينجا بايد سببهاى ابزارى را نيز ذكر كنيم ، كه از اين قرارند :
- گشاد شدن بيش از حد طبيعى گدارها و مجارى كه از عاملى خارجى يا در خلقت اولى و يا از اثر حركت زياد مجراهاى نو ايجاد شده و يا شل تنيدگى اندام يا تخلخل اندام يا تازه ايجاد شدن مانعى از قبيل رستن گوشت غدّهاى رخ داده است . كه هريك از اين قسمتهاى ذكرشده گاهى از هم جداگانه فعاليت مىكنند .
اندام پذيراى مادهء دردآور - كه پيامدش بيماريهاى جداگانه است - يا ناتوان شده و از پذيرفتن مادهء بيمارى ناگزير بوده است و ناتوانى از اثر سوء مزاج ، ريشه دوانيده است - كه اكثرا سوء مزاج سرد اين ناتوانى را سبب مىشود - يا در سرشت ناتوان آفريده شده است و از سوء مزاج نيست و يا زياد از حد لازم حرارت را جذب كرده است ، بويژه اگر حركت زياد از بيمار و روىآورى خارجى در جذب چنين حرارت ناتوانكنندهاى كمك كرده باشند - كه اين قسمت را نشايد از قسمت سوء مزاج سوا كرد - يا اندام ناتوانى كه ناچار از پذيرش ماده شده ، در زير اندامان ديگر قرار گرفته است ، و در جايى است كه مواد حتما رو به سوى او آورند كه از اين است مىبينى اكثرا چنين احساس دردى در پاها و باسن رخ مىدهد .
حال برگرديم به سبب دردآور كه :
1 - سوء مزاج فراگيرندهء سراسر بدن است .
2 - سوء مزاج بر اندامان رئيسى چيره آمده كه سوء مزاج التهابزا ، سرد گرداننده و منجمدكننده است .
3 - سبب خشكاننده و ترنجاننده است بويژه اگر سوء مزاج همراه مادهء رطوبى از بدن بيگانه و غير طبيعى باشد .
حال ببينيم مادهء سبب درد چيست كه اين هم چند جهت دارد :
1 - خون سادهء بىآلايش است .
2 - خون بلغم آلوده است .
3 - خون همراه مادهء صفرائى است .