فصل چهارم نشانيهاى قولنج بهطور عام
نشانيهاى قولنج راستين كه هنوز كاملا استحكام نيافته است از اين قرارند :
1 - بيمار زياد مىخواهد به قضاى حاجت برود امّا مدفوع كم بيرون مىدهد .
2 - اشتهاى غذا كاهش يابد يا اصلا اشتها نمىماند .
3 - بيمار از خوراكيهاى چرب و از شيرينها بيزار است . تنها كمى آرزوى ترشمزه و تندمزه و شورمزه را دارد .
4 - آمادگى تهوع و دل بهم آمدن دارد و بويژه اگر چيزى چرب بخورد يا غذاى چرب و شيرين را بو كند به تهوع و دل بهم آمدن مبتلا مىشود .
5 - با اشتها خوردن و لذت از خوردن بردن اصلا باقى نمىماند .
6 - هر آن و هر ساعت درد شكمپيچه را احساس مىكند .
7 - مىخواهد بسيار آب بنوشد .
8 - پشت و هر دو ساق بيمار درد مىكنند .
بعد از آنكه قولنج بيشتر ريشه دواند و استحكام يافت ، روىآورهاى ذكر شده شدت بيشتر مىيابند و حالت شكم به جايى مىرسد كه نه مدفوع بيرون مىآيد و نه حتّى باد شكم و شايد آروغ هم سرسختى كند و خود را نشان ندهد . شدت درد شكمپيچه به حدّى است كه گوئى با متهاى شكم را سوراخ مىكنند و بيمار چنان احساس مىكند كه جوالدوزى در رودههايش راست ايستاده است و همينكه حركت كند درد روده به شدت حس مىشود . بيمار بشدت تشنه است و هرچند آب بخورد تشنگى فروكش نمىكند ؛ زيرا راه بندانهايى در دهانههاى ماساريقا - كه نزديك به شكم هستند - ايجاد شده و نوشيدنى به كبد نمىرسد .
برخى از بيماران قولنج بدون هيچ سببى به لرزه و چندش مبتلا مىشوند . اگر به وسيلهء داروى تناولى يا هر وسيلهء ديگر بخواهند چيزى را از شكم بيمار قولنجى بيرون كشند ، آنچه بيرون مىآيد مادهء آبى است و همراهش چيزهاى گرد به شكل پشك حيوان كه بر آب به حالت شناور مىماند .
برآوردن مادهء مرارى و مادهء بلغمى از راه دهان پياپى و زياد است و اكثرا قى كردن مادهء بلغمى اوّل رخ مىدهد و بعد از آن مادهء مرارى قى مىشود . ممكن است مادهء برآورده و قى كرده چيزى گندنايى رنگ يا زنگارى باشد و احتمال دارد يك در ميان مادهاى از جنس مادهء سودائى قى شود ؛ زيرا مادهء خلط شايد فاسد شود و بسوزد و اين فاسد شدن و سوختن از درد زياد ، بيخوابى زياد و يا از اثر داروهاى گرم است . پياپى آمدن قى از اثر همكارى معده با روده است و از آن جهت كه مادهء قى كردنى زياد است و راه پايين بسته است و راه بيرون آمدن ماده از معده به سوى رودهها اكثرا به قى منجر مىشود كه ماده از روده راهى شده و به بالا رسيده است و از پايين راه خروج بسته شده و به سوى بالاتر مىرود و باقى بيرون مىپرد .
اگر در بيمارى قولنج بول سرخرنگ مىشود سبب آن است كه مادهء سهميهء كيسهء زهره با راهبندان برمىخورد و راه به كيسهء زهره نمىبرد و ناچار به سوى كليه مىرود و از آنجا كه كليه از