6 - سازگارها و ناسازگارها : حقنه ، بيرون شدن با دو دفع مدفوع ، درد قولنج را سبك مىكنند ، امّا در اكثر حالات درد كليه را چندان سبك نمىكنند كه به حساب آيد .
داروهاى خردكنندهء سنگ كليه درد كليه را سبك مىكنند ، اما كارى به درد قولنج ندارند و درد قولنج از آنها سبك نمىشود .
7 - مادهاى كه بيرون آيد : شايد با درد كليه چنان يبوست شكم روى ندهد كه هرگاه ماده دفع شد ، پشك مانند و به اندازهء فندق يا سرگين گاومانند باشد و بر آب شناور شود . ممكن است در بيمارى سنگ كليه اصلا بند آمدن مدفوع رخ ندهد ؛ قرقر شكم و امثال آن نباشد . نه قرقر باشد و نه بقبق ؛ امّا در قولنج اينها موجودند .
8 - روىآور بيمارى و شدت و حدّت آن : احساس درد در هر دو ساق پا ، احساس درد در پشت و لرزه و چندش در بيمارى سنگ كليه بيشتر از آن است كه در قولنج رخ مىدهد ؛ اما نماندن اشتهاى خوراك ، قى كردن مادهء مرارى و بلغمى ، لذّت نديدن از خوراك ، شدت درد ، به حالت غش كردن نزديك شدن و غش كردن ، عرق سرد بر بدن بيمار آمدن ، از قى كردن بهره ديدن و آسودن در بيمارى سنگ كليه كمتر از آن است كه در بيمارى قولنج رخ مىدهد .
سببها و نشانيهاى پيشاهنگ هر دو حالت از بيمارى
امتلا و لت انبانى پياپى ، خوردن غذاهاى ناسازگار ، درد شكمپيچه ، قرقر شكم و بند آمدن مدفوع در شكم از پيش درآمدهاى قولنج هستند .
بول به رنگ ماسه و بول آميزه با مادهء خلط پيش درآمد درد كليه هستند كه به ترتيب در كليهاى كه براى درد سنگ آماده است اول بول رقيق و كممايه مىشود ، بعد از آن خلط غليظ با بول آيد و در درجه سوم بول به رنگ ماسه مىگردد .
فصل هشتم توضيح نشانيهاى قولنج
نشانيهاى قولنج بلغمى
وقتى مىدانيم قولنج بلغمى است كه نشانيهاى آتى را پيشقدم ببينيم :
1 - خوراك در معده به حدّ زياد برهم جمع آمده و بيمار به بيمارى لت انبانى مبتلا شده باشد .
2 - بيمار چه نوع از غذاها را مىخورد ، آيا بلغمزا هستند ؟
3 - سن بيمار در چه مرحلهايست ، در مرحلهاى هست كه خلط بلغمى زياد در اندرونش به وجود آيد ؟
4 - در كجا زندگى مىكند ، آيا محيط زيستش انسان را بلغمى مزاج مىكند ؟
5 - درد در چه موسم و فصلى روى داده است ؟ همچنين ساير نشانيهاى وجود خلط بلغم را - كه ياد گرفتهاى - بررسى كن !