اين باقى مانده و بيرون نرفته است كه در رودهء قولون دست به خرابكارى مىزند .
شايد مادهء سبب قولنج از بالا به قولون آيد ؛ در آن صورت تا انسان حقنه شد يا دارو بر پوست نهاد و بست مادهء سبب قولنج پايين آيد و درد شدت بيشتر يابد .
در هر حالاتى از حالات قولنج كه از باد غليظ يا بلغم يا از سوء مزاج سرد باشد ، تب گرفتن بيمار به نفع اوست و درد قولنج را تسكين دهد ؛ بويژه تب براى مبتلا به قولنج بادى بسيار بهرهرسان است .
بسيار اتفاق افتد كه قولنج به فالج تبديل شود و حالت بحرانى قولنج فالج باشد . سبب اين است كه مادهء كم مايه و رقيق به سوى دست و پاها دفع مىشود و در ماهيچهها نفوذ مىكند و فالج رخ مىدهد .
ممكن است كه در حالت بحرانى قولنج ، درد مفاصل ( بند استخوانها ) سر بر آورد .
احتمال دارد كه درد قولنج به پشت درد تبديل شود و درد پشت از مادهء بلغمى يا مادهء خونى باشد ؛ كه در اين حالت رگزنى و خون كشيدن از بيمار سودمند است تا حرارت دردآور را برساند و داروهاى رسانندهء مواد كال و نارسيده را بايد استعمال كنى .
اگر قولنج به بيمارى وسواس ، ماليخوليا و صرع بينجامد حال بيمار بسيار بد است .
محتمل است كه قولنج به استسقا تبديل شود ؛ زيرا مزاج كبد را فاسد مىكند .
اگر درد قولنج هست و در عين حال از تأثير آن درد مفاصل و غيره روى داده است ، احساس درد همان درد قولنج است و بقيهء دردها آشكار نيستند ؛ زيرا ، درد بزرگ - كه درد قولنج است - دردهاى ديگر را تحت الشعاع قرار مىدهد ، كه از درد قولنج كمترند . البته دو سبب ديگر نيز دارد :
1 - مواد سبب درد رو به روده در راهند و اوّل درد روده را ايجاد مىكنند .
2 - درد روده و گرسنگى و بىخوابى كه از درد روده ناشى مىشوند زائدهها را تحليل مىبرند و كمتر به همسايهها مىرسند .
اگر در اثر بند آمدن و حبس شدن مادهء مدفوع زياد در روده ماند سرانجام شكم باد مىكند و بيمار مىميرد .
اگر اندامان وابسته به قولنج بسيار قوى و نيرومند باشند و زائد بر آنچه هست نپذيرند ممكن است زائدهها به سوى بالا بروند و سر را به بيمارى مبتلا سازند .
بسيار رخ داده كه از اثر شكمروانى قولنج پيدا شده است ؛ زيرا مادهء آبكى بيرون آمده و مادهء بسيار غليظ جا مانده است . و بسيار رخ داده كه از اثر معالجهء قولنج و شكم پيچه سكسكه روى آورده است . همهء اينها را به ياد بسپار !
قانون ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: أبو علي سينا
ص١١