گفتار سوم درد معده ، ناتوانى معده ، اشتهاى خوراك
فصل اوّل درد معده
وقتى كه معده به درد مىآيد حتما اين به درد آمدن معده سببى دارد ، كه بايد يكى از سببهاى زير باشد :
1 - شايد سوء مزاج معده ، سادهء بدون ماده به ويژه اگر گرم و گزنده هم باشد .
2 - ممكن است سبب درد معده سوء مزاج معده همراه ماده باشد ، آن هم در حالتى براى آزار دادن معده سبب است و ويژگى دارد ، كه سوء مزاج گرم و گزنده باشد .
3 - گسستگى پيوندى كه سبب آن ممكن است كشيدگى معده از باد باشد ؛ و ممكن است سببى سوزاننده و گزنده باشد و احتمال دارد هم عامل سوزاننده و هم كشيدگى معده از باد ، سبب گسستگى پيوندى شوند و معده از اثر آن به درد آيد ؛ چنانكه وقتى ورم گرم در معده هست هر دو حالت روى آورند .
4 - ممكن است قرحهء خوره سبب گسستگى پيوندى شود و سرانجام سبب درد و آزار معده گردد .
5 - كسانى هستند كه در وقت غذا خوردن به درد معده مبتلا مىشوند و همينكه خوراك در معده جاى گرفت درد بر طرف مىشود داراى خلط سودايى چيره شده هستند يا بيمارى ماليخولياى مراقى ( لايهء خارجى پردهء صفاق ) دارند .
6 - كسانى هستند كه بعد از فرودادن خوراك و جايگير شدن خوراك در معده و نزديك به ساعت ده يا كمى بعد از ساعت ده به درد معده گرفتار آيند و تا قى نكنند و مادهء ترشى چنانى برنياورند كه بر زمين مىجوشد ، درد معده آرام نمىگيرد . همينكه مادهء كذايى را قى كردند درد معده تسكين مىيابد . بايد بدانى كه چنين اشخاصى مادهء خلط سودايى در معده دارند و آن خلط سودايى ارمغانى است كه طحال فرستاده و در معده جاى داده است .
7 - هستند كسانى كه در اواخر مرحلهء فرود آمدن خوراك به معده دردى را حس نمىكنند اما