دليل چنين حالتى از قرار زير است :
1 - ناخودآگاه و يكهو دست و پا سرد مىشوند .
2 - شكم باد مىكند .
3 - بيمار توان خود را از دست مىدهد و غش مىكند .
اگر اسهال از رودهء مستقيم سرچشمه بگيرد - كه همان رودهء ششم است - چندين حالت دارد :
1 - شايد درد همراه داشته باشد كه آن را زحير نامند . درد زحير كشيده مىشود و رودهء راست را لخت مىكند .
2 - ممكن است همراه درد نباشد .
- سبب پيدا شدن زحير چيست :
- آن هم چند جهت دارد :
الف - يا ورم گرم است و مادهاى از آن تراوش مىشود .
ب - يا ورم سخت هست كه سبب زحير شده است .
ج - يا باد است كه زحير را به وجود آورده است .
د - يا ماهيچه به سستى رسيده و با زحير مقعد نيز بيرون مىآيد .
ه - يا روده مستقيم به كشيدگى مبتلا مىشود و كزاز رخ مىنمايد و ماهيچهء بندآور مدفوع در اطراف مقعد را از كار باز مىدارد .
و - ممكن است چيزى شور يا بوركى يا كيموس غليظ يا خلط مرارى در مدفوع داخل شده باشد .
ز - يا به پيروى از ديزانترى ( زحير ) آمده است .
ح - يا سرما بر رودهء مستقيم اثر گذاشته است .
ط - يا بيمار زياد بر جاى سخت نشسته است .
ى - يا خلط تندمزاج يا ناسور يا بواسير يا ترك برداشتن يا قرحه و خوره و يا مادهء مدفوع بند آمده است و ريزش نكرده است .
اكثرا زحير از خلط مخاطى ( خلمى ) است كه مادهء اسهالى بعد از مخاطى شدن به خراطى تبديل شده و بعد از خراطى چند قطره خون مىآيد .
طبيبى گفته است : « ممكن است گاهى در زحير چيزى سنگمانند بيرون آيد » كه جالينوس اين حالت را بعيد مىداند .
اكثرا كسانى كه بلغم گنديده دارند به زحير مبتلا مىشوند ؛ زيرا عفونت بلغم يا بلغم عفونى وقتى از رودهء راست ( مستقيم ) مىگذرد اثرى از خود باقى مىگذارد كه بعدا به مادهء لزج آزاردهنده تبديل مىشود .
در بعضى حالات بيمار زحير چنان احساس مىكند كه نمك بر پيزىاش پاشيده شده است كه در اين حالت معلوم مىشود مادهء اسهالى بوركى است .
دشوارتر و صعب العلاجتر زحيرى است كه دنبالهرو استسقا باشد و يا از بيمارى استسقا بوجود آمده باشد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٨٤