در شفاى بيمار نيست » . هم او فرمايد : « اگر مادهء استفراغى - كه به جاى مدفوع به بيرون مىريزد - كاملا آبكى و به آب شبيه باشد و بعدا به شكل مرهم درآيد ، نشانهء بدحالى بيمار است » .
اگر كمى بعد از مبتلا شدن به استسقا و بويژه بعد از ابتلا به استسقايى كه منشأ از ورم كبد داشته باشد و نيز ورم بد باشد و فساد معده روى دهد ، بيمار مادهء آبكى و به آب شبيه بيرون دهد ، چنين اسهالى بند نمىآيد .
باز بقراط فرمايد : « شخصى كه بعد از مبتلا شدن به بيمارى ناگاه به اسهال نيز مبتلا گردد و پيشدرآمدى نداشته باشد ، آژير مرگ زودرس است » .
گاهى ممكن است همراه استسقا فساد معده رخ دهد كه فساد معده قطع نمىشود و اسهال نيز هيچ فائدهاى براى استسقا ندارد ؛ زيرا در اين حالت مادهء اسهالى آب نيست بلكه چيزى اسهال مىشود كه بدن بيمار را ناتوان گرداند .
گاهى ممكن است قرحهء روده و پوست انداختن روده به بيمارى استسقا بينجامد .
كسى كه اسهال است و دلپيچه ( مغص ) دارد و كزاز و قى كردن و سكسكه نيز همراه اسهال است و به فراموشكارى هم مبتلا شده ، پيك مرگش فرا رسيده است .
در كتاب بقراط - كه در قبرش كشف شده - آمده است : « كسى كه بيمارى ديزانترى ( اسهال خونى دارد ) و چيزى سياه همانند گاودانه پشت گوش چپش پيدا شد و زياد از اندازه تشنه شد ، در روز بيستم مىميرد و به روز بيست و يكم نمىرسد و رهائى محال است .
اين را بدان ! كه اسهال در حالت ابتلاى بيمار به تب سخت - كه دليل بر بزرگى ورم دارد - دليل بدحالى بيمار است .
اگر بيمار اسهال دارد و اشتهاى خوراك را به كلى از دست داده - كه دليل بر نماندن و نابود شدن نيروى دهانهء معده است - نويد خوبى نيست .
اگر مادهء اسهالى سياهرنگ است و منشأ از قرحهء موجود در روده است ، دليل بر بدحالى بيمار است .
اگر مادهء اسهالى از رودهها منشأ دارد اما پوستاندازى روده نيست و خونريزى نيست و سببى در بالائيهاى روده پديدار نيست ، بدان كه لغزش معده در اين اسهال با روده شريك است .
اگر در مادهء اسهالى گداختهء قرحهء موجود در روده وجود داشته باشد و از آن بيشتر باشد كه از قرحهء معده آيد ، بلكه چنان حدس زدى كه مادهء اسهالى تنها از رودهها مىآيد ؛ در اينجا بايد دقت كنى ! اگر از اثر بركنده شدن قرحه در روده باشد و مادهء سيلانى اسهال بر دوام جارى باشد ، حتما در نتيجه به پوستاندازى خونى و ريزش شديد خون مىانجامد . همچنين چسبيدن داروى مسهل بر دهانهء رگهايى كه با روده ارتباط دارند و يا در سطح روده قرار گرفتهاند ، سبب اسهال مىشود .
اگر اسهال از ناتوانى روده و معده باشد - كه آن را مادهء شكم گويند و سبب مادهء شكم نيز ناتوانى ، قرحه و گدازيدن قرحه و دمل است - گاهى اتفاق مىافتد كه از خون اسهالى كه به شكم مىريزد بيمار بهره بيند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٨٣