- توليد مادهء صفرائى كه بيش از حد معمولى و طبيعى باشد از چيست ؟
الف - سبب از اندامى است كه ماده را توليد مىكند .
ب - سبب از جانب خود ماده است كه توليد مىشود .
ج - سبب بوجود آمدن چنين مادهء يرقانآور عاملى بيگانه است .
اگر سبب ، توليدكنندهء ماده است كه دو حالت دارد :
1 - خود اندام است كه به حالتى از بيمارى و ناسازگارى درآمده است كه مادهء صفرائى را بيش از حدّ معمولى توليد مىكند .
2 - روى آورى غير از اندام توليدكنندهء ماده ، سبب زياده از حد شدن مادهء مايهء بيمارى شده است .
منظور از عضو توليدكنندهء ماده ، كبد است . اگر كبد در طبع خود بدون دخالت عامل خارجى به توليد بيش از حدّ لازم مادهء سبب بيمارى قيام كند ، سببش چيست ؟
الف - سببى از سببهاى بسيار گرمكننده و گرمىبخش به كبد روى آورده است و در نتيجه كبد بسيار گرم شده است .
ب - ورم در كبد و در گدارهاى مادهء صفرائى رخ داده است .
ج - راهبندان در راه جريان طبيعى مادهء زهره ايجاد شده است .
د - از كيسهء زهره اين خرابكارى سر زده است .
ه - مادهء زهره به سوء مزاج گرم شديد مبتلا شده و كبد را تحت تأثير قرار داده و كبد از گرمى مزاج مادهء زهره بسيار گرم شده و صفرا را بيش از حد لازم افراز كرده است . كه سابقا اين را دانستى و در جاى خود ياد گرفتى !
تا اينجا سببهاى داخلى راجع به خود كبد بودند كه عاملى خارجى در آن شركت نداشت .
2 - ممكن است در به وجود آوردن مادهء مايهء بيمارى - كه تنها از اندام توليدكننده نباشد - بشود سراسر بدن را مقصر دانست .
مثلا بدن انسان به حدّ افراط گرم است ، علاوه بر صفرائى كه در كبد توليد مىشود هرچه خون در بدن هست از اثر اين گرمى شديد به صفرا تبديل مىگردد .
گفتيم ممكن است خود ماده باشد كه صفرا شود ؛ منظور از ماده مادهء غذائى از نوعى است كه از آن صفرا توليد مىشود .
- در چه حالاتى چنين مادهء غذائى صفرا مىشود ؟
الف - مادهء غذائى بسيار گرممزاج آمادگى به صفرا تبديل شدن را دارد .
ب - يا از آن مادههايى است كه به زودى زود به حرارت تبديل مىشود . مثلا شير . وقتى شير به معدهء گرممزاج درآيد ، توليد صفرا بسيار بيشتر از حد متوقع است .
گفتيم احتمال دارد عاملى به كلّى بيگانه در بوجود آوردن مادهء بيمارى يرقان دست داشته باشد .
منظور از اين سبب كه در واقع از كبد و از بدن بيگانه است :
1 - گرماى خارجى و هواى بسيار گرم است كه بر بدن و بر كبد تأثير بگذارد و بدن و كبد را در بر گيرد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٢١