اگر سبب بيمارى استسقا از حالت سردمزاجى باشد و استسقا از اثر سردى رخ دهد ، علاماتش اين است :
الف - عكس علامتهاى استسقاى ناشى از حرارت نشانهء استسقاى ناشى از سردى هستند .
ب - اشتهاى خوراك بيش از حدّ است . همچنانكه در معدهء سردمزاج هم حال اشتها همينطور است .
اما اگر استسقاى ناشى از سردى شدت يافت يا سردى اثرگذار بر بيمارى استسقا شدت گرفت ، اشتها به كلى از بين مىرود .
اگر سبب بيمارى استسقا ورم سخت در كبد است ، حالش را از اين نشانيها بجوى :
الف - نشانيهاى ورم سخت در كبد را - كه گفتهايم - در اين حالت نيز جستجو كن !
ب - فساد معده ، كه دنبالهرو ورم سخت است .
ج - اشتهاى خوراك كم است .
اگر سبب پديد آمدن بيمارى استسقا ، ورم گرم در كبد است عوارض زير مشهود است :
الف - بيمارى از طرف كبد شروع مىكند .
ب - بر اعمال معده اثر مىگذارد .
ج - علامتهائى را كه براى پديد آمدن و شناسائى ورم گرم ذكر كردهايم خودنمائى مىكنند .
اگر بيمارى استسقا از طحال شروع كرده باشد ، علامتهايش از اين قرار است :
الف - رنگ رخسار به سبزرنگى مىزند .
ب - نشانى بيماريهاى سابق مربوط به طحال پديد مىآيند .
ج - ممكن است اشتها به كلى از بين نرود .
اگر استسقا از كليه شروع كرده باشد ، در اشتهاى خوراك ، مانند بيمارى استسقاى ناشى از طحال است ، اشتها كم مىشود ليكن نه به اندازهاى كه در استسقاى ناشى از كبد كم مىشود .
علاوه بر اشتها ، عوارض زير نيز هستند :
بيماريهاى كليه ، ورم در كليه ، قرحه در كليه - كه نشانيهاى آنها را مىدانى - از استسقاى ناشى از كليه گزارش مىدهند .
نشانيهاى استسقاى خيگى
1 - شكم برآمده است و بيمار احساس سنگينى شكم مىكند . اگر با دست بر شكم بيمار بكوبى صداى طبل را نمىشنوى ، امّا اگر بيمار بجنبد يا او را بجنبانى ، صداى آبى را مىشنوى كه در ظرفى بهم مىزنند . همچنين اگر بيمار پهلو به پهلو كند همان صداى بهم زدن آب در مشك و امثال آن را مىشنوى .
2 - اگر دست بر شكمش بگذارى و كمى فشار دهى ، چنان است كه گويى دست بر خيگ پر شده مىگذارى ؛ البته منظورم خيگ پر از باد نيست كه در آن دميده باشند . درحالىكه دست بر آن مىگذارى و كمى فشار مىدهى ، اندامان ديگر بلند و برآمده نمىشوند . حجم بادكرده نيز بزرگتر