عبارت از تنگنايى است از اجزاى معده كه بعد از مرى شروع مىشود و هنوز به فراخناى معده نرسيده است ؛ و گاهى قصدشان از دهانهء معده ، مرز مشترك ميان مرى و معده بود .
برخى بودند كه دهانهء معده را فؤاد يا قلب كه هر دو به معنى دل است مىگفتند .
كسانى هم بودهاند كه وقتى بحث دهانهء معده را به ميان مىآوردند اشاره به دل خود مىكردند .
اينچنين كسانى يا فكر مىكردند كه دهانهء معده و قلب يك نام دارند و در اين نام شريكند ، يا اين جداگانگى دهانهء معده و قلب را حس نمىكردند ، كه اين گروه از پيشينيان باستانى و بسيار قديم بودهاند .
ليكن بقراط كه فؤاد را نام مىبرد ، بارها قصدش معده است و براى اين گفته راهى يافته است .
فصل دوم بيماريهاى مرى
مرى به انواع سوءمزاجها مبتلا مىشود و از انجام دادن كار خويش باز مىماند و نمىتواند وظيفهاى را كه بر عهده دارد - چنانكه بايسته است - ادا كند ؛ يعنى عمل بلع با مشكلاتى روبهرو مىشود . گاهى بيماريهاى ابزارى نيز بر مرى تأثير مىگذارند .
شايد بيماريهاى اشتراكى ( از عضوى ديگر بيمارى كسب شود ) به سراغ مرى آيند . امكان دارد ورم گرم ، ورم سرد و ورم سخت هم در مرى پيدا شود .
گفتيم بيماريهاى ابزارى بر مرى تأثيرگذار است . اكثرا مرى در اينباره از رخ دادن بندآمدنيها به بيمارى مبتلا مىشود ، كه اين راهبندان در مرى چند احتمال دارد :
1 - مهرهاى از مهرههاى گردن از جاى خود بلغزد و فشار بر مرى بياورد و راهبندان ايجاد شود .
2 - ورم در اندام همسايهء مرى رخ دهد و از فشار همسايهء ورم كرده راهبندان در مرى رخ دهد .
3 - يا ورم در خود مرى است و سبب راهبندان شده است .
4 - ورم در ماهيچهاى است كه مرى را دربرگرفته است .
بيماريهاى مشترك كه مرى را از انجام كار خود بازمىدارد اكثرا نزيف خون و جهيدن خون است . كه يك دفعه خون منفجر شود .
فصل سوم قورت دادن ( بلع )
بدان ! كه وظيفهء مرى عبارت است از بلعيدن و قى كردن ، يعنى هم بلعيدن و هم قى كردن به عهدهء مرى است .
بلعيدن چگونه انجام مىشود ؟