اما اين تهى بودن معده و اين اندازهء كم از خلط آزاردهنده فقط توانستهاند كه معده را ناتوان كنند .
كه معده هم در برابر اين مادهء اندك عكس العمل نشان داده و به تهوع آمده است . اما ماده آنقدرها نيست كه بيرون داده شود . بيمار هرگاه غذا بخورد و غذا با خلط اندك و آزاردهنده بياميزد ، ممكن است قى كند . و اين امكان قى كردن بعد از غذا خوردن يكى از دو سبب زير را دارد :
الف - خلط آزاردهندهء معده كم است و در ته معده قرار گرفته است . دردش شديد نيست و حركتى هم ندارد . هرگاه خوراك بر او وارد شد به وسيلهء خوراك بالا مىآيد و در اندازه بيشتر مىشود و سزاوار بيرون ريختن از راه دهان مىگردد .
ب - خوراك - كه حتما بسيار بيشتر از خلط كذائى است - خلط را از جا بركنده و آن را به وسيلهء قى با خود به بيرون پرتاب مىكند .
گاهى رخ مىدهد كه موجب دگرگون شدن طبيعت و حالت تهوع و دل بهم آمدن ، گرما و گرممزاجى و خشك شدن دهانهء معده باشد . ممكن است اين گرممزاجى دهانهء معده ساده و يا از اثر خلط گرممزاج در همسايگى دهانهء معده باشد .
اگر انسان به حالت ميانگين و به اعتدال خود را قى دهد فوايد بسيار بيند ؛ اما نبايد زياد خود را به قى كردن وادار كند و عادت هميشگى شود ؛ زيرا در آن صورت معده سست و ناتوان گردد . يا معده را آمادهء پذيرش ريختنىهاى بدجنس مىسازد .
قى كردنهاى بهرهرسان
1 - در حالت بحران بيمارى قى كردن نجاتبخش است .
2 - كسى كه تب دارد و از اثر تب ناگهان به تشنج ، صرع و يا چيزى همانند صرع مبتلا مىشود ، اگر مادهء زنگارى يا مادهء كبود رنگ مايل به رنگ نيل برآورد ، نجات يابد .
3 - اگر كسى در حالت ابتلا به تب با پرشدن زياده از حد معده گرفتار باشد ، يا به بيمارى خوابآلودگى ( مرگ دروغين ) مبتلا باشد و معدهاش از خوراك آكنده باشد ، قى كند نجات يافته است .
4 - اگر سكسكه دستبردار نيست و لجاجت مىكند قى كردن آن را از بين مىبرد .
5 - كسى كه به اعتدال خود را قى مىدهد ، كليههاى خود را از آسيب دور نگه داشته است .
6 - قى كردن به اعتدال در شفاى بيمارى كليه ، بيماريهاى پا و تركبردگى رگهاى تابع وريد و شريانها بسيار اثرگذار و مفيد است .
اگر انسان در هر ماه دوبار خود را قى دهد بسيار خوب است البته بايد دستور قى كردن چنين باشد :
به حمام برود ، بعد از بيرون آمدن از حمام غذا بخورد و خوب سير شود ؛ آنگاه قى كند . ما در كتاب اول قانون اين بحث را كاملا شرح دادهايم .
اگر معده ناتوان باشد ، از دريافت هر نوع و هرچند غذا سبب دل بهم آمدگى و تهوع مىشود .
اگر كمى ناتوانتر باشد نمىتواند غذاى دريافتى را نگه دارد . همينكه خوراك را دريافت كرد