نشانيهاى چگونگى برآورده از راه دهان
1 - اگر دل بهمآمدن از اثر بودن خلط بدجنس گنديده باشد ، يا اگر مادهء برآورده از راه دهان گرم باشد ، آن را از تشنگى بيمار ، احساس بدمزگى در دهان و بوى گند آشكار تشخيص مىدهى .
2 - اگر خلط سبب دل بهم آمدن و درنتيجه قى كردن صديدى ( چرك خونآلود ) است ، آن را از معاينهء قى شده مىشناسى . علاوه بر آن : با اينكه معده سبكبار است بسيار آزار مىبيند . زيرا خلط صديدى خودبهخود آزاررسان است و ربطى به مقدار آن ندارد .
3 - اگر خلط برانگيزانندهء تهوع و قى خلط بدجنس نيست بلكه خلط پسنديده است . و از حيث زيادى در چندى قىآور شده است . شناسنامهاش چنين است :
دهان قىكننده بدبو نيست و مزهء بد در دهان احساس نمىكند . اگر قى شده آبكى و كممايه باشد وسيلهء داروهاى گسمزه تسكين يابد ، و اگر مادهء برآورده غليظ باشد با داروهاى نرمىبخش آرام گيرد . همچنين رطوبت زياد در معده و زياد قى كردن مادهاى كه ناپسند نيست ، تو را بر جنس و نوع قى آشنا مىسازد .
مدفوع زياد ، لعاب دهان فراوان و بهويژه مالامالى معده كه از خوراك باشد از علامات قى و تهوع هستند .
اگر سوء مزاج دهانهء معده انسان را به قى كردن وادار مىكند ، آن هم آشكار است . دهانهء معده خوراك وارده را نمىپذيرد و آن را به خارج مىراند كه قى كرده ، خوراك هضم نشده است .
اگر برانگيزانندهء قى يكى از سوءمزاجهاى ذكر شده است . و مغز ، يا كبد يا زهدان در آن شركت دارند ، علامتها را از بيماريهاى مغز و كبد و زهدان جستجو كن !
فصل ششم خونى كه با قى شده آيد
مىگوييم : هر خونى كه با قى كردن بيرون آيد ، حتما يا از معده و يا از مرى است . سبب چيست ؟
- رگى تركيده ، يا درز برده و يا بريده شده است ( گسسته است ) . كى اين حالت رخ مىدهد ؟
1 - بدنبال قى كردن زياد و بيش از حد متوقع .
2 - بعد از اسهال شدن وسيلهء داروى مسهل بسيار گرممزاج .
3 - بعد از تركيدن ورم نارسيده و پخته نشده .
4 - خون دماغ كه به معده جريان يافته و بر آن آگاهى نيافتهاند .
5 - خون از سوى كبد يا اندامان ديگر به معده ريزش كرده . بهويژه خونى كه بعد از ريزش به معده در آن بند آمده و چنان كه بايد و شايد بيرون نرفته و در آنجا حبس شده باشد .
6 - اندامى گسسته است و غذاى خونى را كه بايستى دريافت كند ، دريافت نمىكند و جزئى از خون ما زاد مىشود و به معده مىريزد . كه شرح اين را در بحث عمومى راجع به معده بيان كردهايم .
7 - انسان به نوعى ورزش خو گرفته و عادت هميشگى شده است و يكباره آن را ترك كرده است .