ى - مادهء بيمارى خفگى ، يا مادهء ورم بيمارى ذات الجنب ، يا مادهء ورم بيمارى ذات الريه و . . . سر به قلب زده است . كه در چنين حالتى مايهء خفگى مىشود و دارندهء قلب را مىكشد .
ك - اگر در بيمارى روى آورده ، قلب و نيام قلب سهيمند ، مثلا اگر ورم گرم در اين ما بين رخ داده باشد ، بىدرنگ مىكشد و اگر ورم سرد باشد ، باز كشنده است اما به تدريج نه فورى .
ل - گاهى دهانهء معده مىپرد و به اختلاج گرفتار آيد ؛ اين پريدن دهانهء معده زيان به قلب مىرساند .
فصل سوم نشانيهاى شناسايى حالت قلب كه عبارتند از هشت نشانى
1 - نفس در چه حالى است ؟
2 - نفس چگونه است ؟
3 - هيأت و حجم سينه كوچك است يا بزرگ ؟
4 - پوست بدن در لمس كردن با دست چگونه است ؟
5 - روىآورها بر قلب .
6 - اخلاق و رفتار دارندهء قلب .
7 - نيروى بدنى و ناتوانى آن .
8 - پندار و گمان دارندهء قلب .
و اينك به تفصيل و ترتيب : شرح هريك از نشانيهاى هشتگانه :
الف - نبض :
نبض سريع ، نبض بزرگ و نبض پياپى ، دليل بر حرارت قلب است و از عكس آنها عكس آنها را بگير !
يعنى آنچه كه در مقابل آنها قرار دارد ، اگر در نبض پيدا بود ، دليل بر سردمزاجى قلب است .
نبض نرم نشانى از مزاج رطوبى قلب با خود دارد .
نبض اگر سخت بود ، دليل بر خشكمزاجى قلب است .
نبض نيرومند و راست و درست و منظّم و مرتّب ، دليل بر سلامت و سرحال بودن قلب است .
يعنى اگر خلاف آنها را مشاهده نمودى ، معلوم مىشود كه قلب كاملا صحيح و سالم نيست .
ب - نفس :
نفس بزرگ ، نفس سريع و نفس پياپى دليل بر حرارت قلب است ؛ ضد ان را بر ضد حرارت قلب حساب كن ! يعنى دليل سردمزاجى قلب است .