سبب اين افزايش درد از رطوبت است كه از غذا وارد بدن شده است كه اين بحث را در جاى ديگرى به تفصيل شرح خواهيم داد .
3 - و شايد تبهاى ديگر با تب دق تركيب شوند از قبيل : تب نوبه - يك اندر ميان - تب چهار روز يكبار ، تب خمس ( پنج روز يك بار ) ، كه از همه بدتر تب خمس است و بعد از تب خمس در بدى و تباهى « شطر الغب » : تبى كه همراه تب يك روز در ميان آيد و تب يك اندر ميان در تباهى درجهء سوم را داراست .
و هرگاه سل پديدار شد ، دليلهاى ديگرى نيز كه آنها را در بحث چرك كردن زخم گفتهايم ، آشكار مىشود .
4 - سلدار هميشه عرق مىكند ، زيرا توان گرفتن غذا و روبهراه كردنش را از دست داده است و حرارت مىگدازد و سيلان يابد .
اگر مسلول كبرهء زخم را با تف كردنى بيرون آورد ، ديگر شبهه نمىماند و حتما بيمارى سل روى آورده است و بهويژه اگر سببهاى پيشدرآمد سل را - كه بيان كرديم - احساس نماييم . ديديم كه تن بيمار شروع به پژمردگى و گدازيدن كرده و دست و پا كج شدهاند و مو در حال ريزش است - زيرا مو غذا را دريافت نمىكند - و زائدههاى ريختنى نيز تباه باشند ، دليلى ديگرى نمىخواهد و بر وجود سل صحّه بگذار !
در مرحلهء نخستين بيمارى سل ، رنگ بيمار زرد مايل به سياهى است اما در مرحلههاى بعدى ، وقتى كه بخارها بالا رفتند رخسار بيمار سرخرنگ مىشود .
گردن درازتر ديده مىشود ، پوست پيشانى كشيدگى يابد و بهويژه در وقتى كه سل استقرار يافته و ريشه دوانيده است ؛ و در روزهاى اخير دست و پا و بهويژه پاها باد مىكنند و چاق مىنمايند كه سبب ، تباهى خلطهاست .
از بدحالى مزاج ، نيروى غريزى ، در جاهاى دور بدن مىميرد .
مسلولينى كه سبب بيمارى سل در آنها از خلط خورنده است ، تفى را از دهان مىاندازند كه مزهء آب دريا را دارد و بسيار شور است .
نبض مسلولين كوچك و ثابت و در سرعت ميانه است .
گاهى ممكن است مسلول به هر دو طرف ميلان كند و از آن به بعد شكم به قرقر مىافتد ، سر دندههاى نزديك شكم به سوى بالا كج مىشود ، تشنگى زياد است و اشتهاى غذا نمىماند ، زيرا نيروى طبيعى ناتوان است .
ممكن است مسلول به اسهال مبتلا شود ، كه سبب از بين رفتن نيرو است .
ممكن است تف كردنى مسلول ، خلط با پارههايى از رگها باشد و اينچنين خلطى تف كردنى وقتى است كه مسلول به مرگ نزديك شده است .
قطعه رگهايى كه با خلط از دهان مسلول انداخته مىشود ، اگر قطعههايى كوچك باشند از قصبه آمدهاند و اگر پارچه رگهاى تف كردنى بزرگ باشند از ريه آمدهاند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 486
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٨٦