بسيار اتفاق افتد كه چيزى گچ مانند با تف كردنى مسلول باشد .
تا قرحهء ريه بسيار بزرگ نباشد ، حلقههاى قصبه را با تف كرده بيرون نمىدهند .
در روزهاى اخير ، تف كردنى ماده و تف معمولى غليظ است ؛ آنگاه قطع مىشود كه سبب كم نيرويى است . ممكن است بيمار مسلول از خفگى بميرد .
امكان دارد چنين تف كردنى غليظ به تأخير نيفتد و از اوايل ابتلا به بيمارى پيدا شود و اين در حالى امكان دارد كه در اوايل رخ دهد كه سل از جنس سل بدجنس باشد و از مادهء غليظ - كه هضم نمىشود - به بار آمده باشد .
اگر تف كردنى مادهء ناباب قطع شد و سل در مرحلههاى اخير بحرانى بود ، ممكن است بيمار بيش از چهار روز زندگى نكند .
شايد قطع شدن تف كردنى ماده ، از ناتوانى بيمار باشد كه در اين حالت ممكن است نفستنگى بيمار به حدّى برسد كه تقريبا نفس كشيدنش احساس نشود .
زياد روى مىدهد كه سرفه در مسلول شديد باشد و با سرفه خون از راه تف كردنى برآيد و خونى كه تف مىشود پياپى و بدون وقفه آيد .
اگر داروهاى مانع سرفه به بيمار دادند ؛ با اينكه بيمار سرفهاش قطع و تا اندازهاى سبك مىشود ، اما از مادهء تف كردنى كه بيرون نمىآيد مىميرد .
اگر بيمار را به حال خود گذاشتند كه سرفه كند ، از خونريزى زياد بىدرنگ مىميرد .
كسى كه بيمارى سل دارد و بر دو كف دستش دانهء باقلى مانندى پيدا شد ، بعد از پنجاه و دو روز مىميرد .
قانون ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٨٧