خلط خورنده آن را خورده است مدّت زياد مىخواهد و در اين مدت زياد يا قرحه سوراخ ( دريده ) مىشود و ناسورى گردد كه اصلا جوش نمىخورد ؛ يا اينكه در اين مدّت زياد كه براى معالجه لازم است خوره گسترش مىيابد و به درجهاى مىرسد كه بخشى از ريه را بخورد ، در هر دو حالت علاج بسيار صعب است .
اگر قرحه بعد از ورم روى داده ، ممكن است با حالتهاى ذكر شده روبهرو شود .
در حركت بودن ريه ، به جوش نخوردن قرحهء ريه كمك مىنمايد .
همچنين رگهاى بزرگ و گشاد و سخت ريه ، به هم جوش خوردن ترك برده را به زحمت مىاندازند و جوش خوردن را دشوار گردانند .
تأثير دارو در جوش دادن ترك قرحه
از جايى كه دارو وارد بدن مىشود تا ريه مسافت زياد و طولانى است ؛ تا دارو اين مسافت را مىپيمايد ، قسمتهايى از نيروى تأثيربخش خود را از دست مىدهد كه اين دورى مسافت و اين كاهش نيروى دارو يكى از سببهاى جوش نخوردن ترك قرحهء ريه مىباشد .
اگر دارو سرد است ، كندرو است و نمىتواند نفوذ كند .
اگر دارو گرم است ، حالت تبى را كه در قرحهء ريه به وجود آمده افزايش دهد و گرمى را بيشتر از پيش مىكند .
اگر دارو خشكاننده است ، در حالت دقى كه ريه را دربرگرفته است بسيار زيانرسان است .
اگر دارو رطوبتبخش است ، قرحه كه رطوبى باشد جوش نمىخورد .
پس ناچاريم كه هرچه باشد علاج قرحهء ريه را به داروى خشكاننده بسپاريم . و بهويژه چنين قرحهاى در چنين جايى كه رطوبتها از بالا به پايين به سوى او روى آورند .
اگر قرحهء خورنده بر غشاى پوشندهء قصبه باشد يا در داخل غشاء قصبه پيدا شود و در گوهر گوشتى نفوذ نكرده باشد ، به آسانى معالجه مىشود .
و اگر قرحهء خورنده در كركركها باشد علاجپذير نيست .
سل نسبت به عمر انسان
كودكان مسلول از هركس ديگرى كه از كودكى گذشته است علاجپذيرترند .
حال قرحهء ريه
اگر قرحهء ريه از قرحههاى كبره گرفته باشد ، و سبب كبره در مزاج يا در خود خلط نباشد كه قرحهء خشك را اكزيمايى ( قوبائى ) كند ، از هر نوع قرحهء ديگر ريه بهتر و سلامتتر است .
ممكن است بيمارى سل مسلول را زود نكشد ، مدت زمانى مهلت دهد ، و حتى امكان دارد كه جوان مسلول به نوپيرى برسد و از سل نميرد .
من خودم زنى را ديدم بيست و سه سال يا كمى بيشتر با بيمارى سل زندگى كرد .
فصل پاييز براى مسلولين بسيار زيانبخش است .