6 - بيمار به تب دق گرفتار آيد و ممكن است تب استسقايى بگيرد .
بگذار ببينيم كه جاى جمع شدن ريم را چگونه تشخيص دهيم :
بيمار را وادار كن كه پهلو به پهلو شود ، يعنى بر طرفى بخوابد و بعدا آن را عوض كند و بر طرف ديگر دراز كشد . در پهلويى كه احساس سنگينى فشار مىآورد ، طرف مقابلش جاى جمع شدن ريم است .
از صداى به هم خوردن و لرزش ريم - كه احساس مىشود - مىتوان جاى ريم را تشخيص داد .
كسانى هستند كه پارچهء كتانى را در آبى كه گل قرمز در آن حل شده است خيس مىكنند و بر سينه و اطراف سينهء بيمار مىگذارند ، هرجايى از كتان خيسشده زودتر خشك شد آنجا را جاى ريم جمع شده مىداند .
نشانى تركيدن بىخطر و سلامت ورم از اين قرار است :
1 - همينكه ورم تركيد تب بر طرف مىشود .
2 - اشتهاى خوراك برمىانگيزد .
3 - تف كردنى و نفس كشيدن آسان مىشود .
4 - ورمى كه سبب خراجهايى در پهلو يا اطراف پهلو مىشود و به ناسور مىانجامند .
5 - ورمى كه اگر داغگذارى يا وسيلهء نشتر شق كنى ريمى پاك و بىآلايش و سفيدرنگ از آن مىآيد .
نشانى تركيدن ورم بد و ناپسند :
1 - پيدايش نشانيهاى خفه شدن و غش كردن .
2 - تف كردهء بدگوهر .
3 - پيدا شدن علامت بيمارى سل .
4 - اگر داغ كردى يا آن را وسيلهء نشتر شق كردى ، ريمى سياهرنگ به رنگ گل سياه و بدبو از آن مىآيد .
حال ببينيم كه فرق ميان ريم و بلغم چيست :
ريم و بلغم هر دو با تف كردنى مىآيند ، هرآنچه ريم است اگر در آب اندازى تهنشين مىشود و اگر بر آتش نهى بوى گند مىدهد .
بلغم را كه در آب اندازى شناور است و اگر بر آتش افگنى بوى گند ندارد .
و بايد يادآورى كنم كه در غير بيمارى سل هم مىشود ريم را تف كنند ، چنانكه سابقا اين را در جاى ديگرى گفتهايم .
ممكن است بيمارى كه ورم مايهء بيمارى در آن به چرك آمده است و چرك را از راه دهان بيرون مىدهد ، چرك بيش از اندازه و بسيار بيرون دهد .
من خودم كسى را ديدم كه در مدّت يك ساعت تقريبا دو من يا يك من و نيم بيشتر تف چركآلود انداخت .