گفتار چهارم نيروى ديد و حالات آن
فصل اول ناتوانى نيروى ديد ، كه چندين سبب احتمالى دارد
1 - مزاج بيمار معتدل نيست و سوء مزاج دارد . سوء مزاج خشك ، يا سوء مزاج تر چيره و داراى خلط است ، يا سوء مزاج ساده و بدون ماده است .
2 - بخار بالا رو از تن بيمار و بهويژه از معدهء بيمار به چشم رسيده و نيروى ديد را ناتوان كرده است .
3 - سرماى زياد ، بدون مادهء سردىزا .
4 - حرارت چيره بر بدن ، بدون مادهء خلط حرارتزا ، يا همراه مادهء خلط حرارتآور .
5 - سبب ناتوان شدن نيروى ديد در مغز است ، مثلا : بيمارى در گوهر مغز عموما يا در بطن جلوى مغز است . مثل اينكه بطن جلوى مغز از اثر ضربت به سر وارد شدن زير فشار قرار گرفته باشد و تأثير آن بر چشم آمده و نيروى ديد را ناتوان كرده باشد . يا قسمت جلو بطن جلوى آسيب ديده و سبب نديدن شده است .
6 - اكثرا از اثر رطوبت چيره ، يا خشكى چيرهء مزاج بدن - كه در نتيجهء بيماريها رخ دهد - نيروى ديد ناتوان مىشود .
7 - حركت و جنبش بدنى فوق العاده و بيش از اندازهء لازم ، بر نيروى ديد اثر مىگذارد .
8 - پاكسازيها و تخليههاى بيش از حد و به افراط سبب كمسويى چشم مىشود ، زيرا مادهء رطوبى لازم مىخشكد .
9 - حركت بيش از لازم روانى ، شايد سبب ناتوانى نيروى ديد شود .
10 - ممكن است سبب در خود روان بينايى باشد .
11 - اندامان پيرامون چشم از قبيل عصب توخالى آسيب ديده باشند .
12 - آسيب در خود لايهء پردههاى چشم است .
13 - ممكن است روان بينايى از حالت طبيعى نازكتر ، غليظتر ، سفتتر ، يا كمتر شده است ؛